تبليغاتX
مدیرستان
مدیرستان
خانه و مدرسه; اولیاء و مربیان
 

ارتباط اولیاء و مربیان و به عبارت دیگر، خانه و مدرسه از جمله راهکارهای پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تلقی می شود . علاوه بر این که، زمینه ای برای حل مشکلات اخلاقی، روحی دانش آموز و در نتیجه، تربیت درست آنان در مدرسه است . آنچه می خوانید نیم نگاهی به این مساله است .

ضرورت هماهنگی اهداف و روش های تربیتی

در بسیاری از فعالیت های انسانی، داشتن تربیت امری حیاتی و ضروری است و بدون آن، رفتار آدمی نه تنها در همه عرصه های حیات اجتماعی فاقد ارزش و اعتبار خواهد بود که پیامدهای دیگری نیز به دنبال دارد . دانش و علم آدمی، آراستگی ظاهری، ورود در عرصه سیاست، اقتصاد و همه و همه نیازمند برخورداری از تربیت صحیح و درست است و بدون آن، فعالیت های آدمی به انحراف کشیده خواهد شد . از سوی دیگر، در مسائل تعلیم و تربیت، داشتن هدف واحد مشترک و به اصطلاح همسویی اهدف نهادهای تربیتی امری ضروری است . در غیر این صورت، مسائل تربیتی در جامعه مبنای عمل قرار نخواهد گرفت . برای مثال، اگر خانواده ای بی مبالات و بی توجه به ارزش ها و معتقد به حجاب نباشد، ولی مدرسه به این امر مهم تاکید نماید، دانش آموز در الگوگیری از خانه و مدرسه دچار تحقیر و به اصطلاح تعارض نقش خواهد شد . تداوم این گونه رفتارها در عدم همسویی نهادهای تربیتی از نظر القای هنجار و ارزش واحد، موجب ناکافی و تعارض نقش و افسردگی دانش آموز خواهد شد . همین امر در خصوص رسانه های ارتباط جمعی به ویژه صدا و سیما نیز صادق است .

علاوه بر این که، وحدت در اهداف مؤسسات و نهادهای تربیتی امری ضروری است، وحدت روش در القاء و نهادینه کردن هنجارها و ارزش ها نیز ضروری است . ممکن است آنچه که به دانش آموز القاء می شود دارای هداف واحدی باشد، اما روش های تربیت و آنچه عوامل و کارگزاران تربیتی انجام می دهند با یکدیگر در تعارض باشد . برای مثال، اگر روش های ارائه شده از سوی خانه و والدین و مدرسه و مطبوعات یا رسانه ها، هر یک به شیوه ای خاص باشد، دانش آموز یا کودکی که تحت تاثیر این آموزش ها قرار می گیرد، ممکن است دچار تعارض نقش گردد و برای ایفای نقش خویش متحیر گردد . برای مثال، خانه و مدرسه ممکن است هر دو دارای هدف مشترک باشند و معتقد باشند که باید آموزه ها و ارزش های دینی را به دانش آموزان آموخت، اما اگر روش ارائه آن ها متفاوت باشد، مثلا اگر یکی از روش مستقیم و اجبار دیگری از روش غیرمستقیم و دادن آزادی نسبی به دانش آموز استفاده کند، هیچ یک از پذیرش هدف های تربیتی موفق نخواهند شد و یا اگر فضا و محیط حاکم بر خانواده توام با عطوفت، محبت و صمیمیت باشد، ولی مدرسه به عکس، محیطی خشک، خشن، سرد و بی روح باشد، این دو محیط موجب تعارض، پرخاش، یا انزوای دانش آموزان خواهد شد .

بنابراین، برای جلوگیری از این معضل باید رابطه بین خانه و مدرسه پیش از پیش تقویت شود و روش های تربیتی که هر یک در خانه و مدرسه به کار می گیرند، مشابه و یا به هم نزدیک باشند .

ضرورت ارتباط خانه و مدرسه

با عنایت به این که باید هدف، محتوا و روش های تربیتی همسو، واحد و هماهنگ باشند، برای تحقق این وحدت ارتباط خانه و مدرسه و به طور کلی مؤسسات آموزشی و پرورشی ضروری است . بیان مشکلات مدرسه ای دانش آموز به والدین و نیز بیان مشکلات خانه ای فرزند به مربیان و مدیران مدرسه و یافتن راهکار واحدی برای حل مشکلات دانش آموز مدرسه و فرزند خانه امری ضروری است . والدین، به ویژه موظف هستند به طور مرتب با مدرسه ارتباط داشته و با کمک اطلاعات کافی از وضع درسی و اخلاقی فرزند خویش در تریبت و پرورش فرزند خویش تلاش کنند . برای مثال، صرف درس خوان بودن دانش آموز و یا داشتن معدل بالا کافی نیست و نباید داشتن نمره های خوب را ملاک و معیار نداشتن مشکل دانش آموز قلمداد کرد . در واقع، مقطعی از زندگی فرد نمی تواند معیار قضاوت درباره او باشد . بلکه مجموعه فرایند زندگی او باید معیار قرار گیرد .

با بروز یک مشکل در مدرسه و انتقال آن از سوی مربیان و مدیران مدرسه به والدین، آنان نباید نسنجیده و احساساتی با مساله برخورد کنند و فرزند را به باد ناسزا و یا کتک گیرند . چنین امری مخل روابط صحیح خانه و مدرسه است . بلکه باید کاملا سنجیده و عمیق با مساله برخورد نمایند و برای حل ریشه ای مساله اقدام کنند . هرچند مربیان مدرسه نیزنبایدعجولانه قضاوت کرده وهمه مشکل را ناشی از دانش آموز بدانند، نیز آنان باید در بیان و انتقال نوع مشکل به والدین کاملا سنجیده و یا صبر و متانت برخورد کنند .

از سوی دیگر، برخورد صحیح و درست و سنجیده از سوی والدین با مربیان و مدرسه بدین گونه باید باشد که آنان به عنوان ولی دانش آموزان با مدرسه برخورد می کنند . افراد در جامعه ممکن است دارای مسؤولیت ها، نقش ها و موقعیت های مختلفی باشند و در یک وزارتخانه عهده دار مسؤولیت مهمی باشند ، اما در مدرسه باید فارغ از این نقش ها و صرفا به عنوان «ولی » دانش آموز با اولیاء مدرسه ارتباط برقرار کنند . در غیر این صورت، مخل روابط صمیمی با مدرسه خواهد بود . سرانجام، این ارتباط باید مستمر و دائمی باشد . صرف حضور در زمان ثبت نام کافی نیست . ارتباط و اطلاع دائمی از وضعیت اخلاقی و تحصیلی فرزند در مدرسه از ضروریات رابطه معلم و متعلم و اولیا و مربیان است .

|+| نوشته شده توسط عالیشاهی در پنجشنبه چهاردهم مهر 1390 ساعت 21:21 |

۳۵ راه مشارکت اولیا برای آموزش فرزندان

 

۱ ـ اولویت را به بچه‌های خود بدهید.
۲ـ فرزندانتان را تشویق به اندیشیدن ، یادگیری و سئوال و کشف موارد جدید نمایید.
۳ـ همراه اعضای خانواده به انتخاب کمی و کیفی برنامه‌های تلویزیون بپردازید.
۴ـ بهترین زمان خود را به بچه‌هایتان اختصاص دهید.
۵ـ حامی صمیمی فرزندان و علاقمند به زندگی روزانه آنان از قبیل برنامه‌های مدرسه و روابط شخصی باشید.
۶ـ با مدرسه فرزندتان برای آماده نمودن کلاس و کارگاه آموزشی برای اولیا همکاری نمایید.
۷ـ از توانمندی‌های فرزندانتان، انتظاری واقع بینانه داشته باشید.
۸ـ به پیشرفت بچه‌ها و نیازهای آنان در مدرسه توجه کرده و با معلمین آنها و مدیر مدرسه ارتباط منظم داشته باشید.
۹ـ برای مطالعه فرزندان در خانه ، رفاه لازم را فراهم کنید.
۱۰ـ جهت انجام تکالیف مدرسه به طور منظم به فرزندانتان کمک کنید و آنها را راهنمایی نمایید و هرگز خودتان به انجام تکالیف آنها نپردازید .
۱۱ـ برای بچه‌ها صبحانه‌ای مغذی فراهم کنید و از دادن شیرینی بیش از اندازه به فرزندانتان اجتناب نمایید زیرا شیرینی زیاد و انرژی کاذب باعث از بین رفتن انگیزه لازم برای یادگیری می‌شود.
۱۲ـ در جلسات انجمن اولیا و مربیان و در امور مربوط به مدرسه و برنامه‌ های آن مشارکت داشته باشید.
۱۳ـ شرایط را به گونه‌ای مهیا کنید تا بتوانید بعد از مدرسه به امور بچه‌ها رسیدگی کنید.
۱۴ـ اگر شاغل هستید شرایط را به گونه‌ای آماده کنید تا به طور منظم بر فعالیت فرزندانتان که در خانه تنها می‌مانند نظارت نمائید.
۱۵ـ در انتخاب دوست عاقل به فرزندانتان کمک کنید و به آنها بیاموزید که نسبت به خشونت ، اعتیاد و روابط نامناسب به راحتی « نه »بگویند و به آنها اجازه دهید با شما صادق و صمیمی باشند.
۱۶ـ مهارت های زندگی صحیح را به فرزندانتان یاد دهید و اعتماد به نفس را در وجود آنها بالا ببرید.
۱۷ـ با توجه به توانایی‌های خودتان ، داوطلبانه از مسئولین مدرسه سئوال کنید که چگونه می‌توانید در امور مدرسه مشارکت داشته باشید؟
۱۸ـ داوطلبانه جزو اعضای انجمن اولیا و مربیان شوید و در حد توان با مدرسه همکاری کنید.
۱۹ـ در جلسات آموزشی مختلف برای یادگیری بیشتر مطالب سودمند شرکت کنید.
۲۰ـ با سایر والدین صمیمی باشید و از آنان دوری نکنید . زیرا والدین آگاه می‌توانند در صورت لزوم و بروز مشکلات یاری‌گر خوبی برای یکدیگر باشند.
۲۱ـ با گروه ایمنی مدرسه همکاری کنید.
۲۲ـ با گروه اداری مدرسه ( مدیر و معاونان ) در ارتباط باشید و برای توسعه فعالیت و مشارکت اولیا تلاش کنید.
۲۳ـ داوطلبانه مسئول برنامه ریزی کارگاه‌های آموزشی در آموزش مهارت های زندگی و پیش گیری از سوءاستفاده‌های خطرناک و خشونت و… شوید.
۲۴ـ منابع کتابخانه اولیا را توسعه دهید.
۲۵ـ از مدارس محلی توسط شرکت‌های تجاری محلی که با آنها در ارتباط هستید حمایت کنید و با مراکز رادیو و تلویزیون و اماکن مذهبی محلی همکاری کنید.
۲۶ـفرصت‌های مثبت را برای والدین و معلمان ایجاد کنید و ارتباط میان آنها را گسترش دهید.
۲۷ـ توجه داشته باشید که همه بچه‌ها نیازمندند و تمام اولیا تأمین کننده هستند.
۲۸ـ سعی کنید در تصمیم گیری‌های مهم و اصلی مدارس حاضر بوده و از آنها مطلع باشید.
۲۹ــ اعتماد سایر والدین رادر امور جزیی مدرسه یا حتی امور محلی جلب کنید.
۳۰ـ برای فرزندتان دیدن مطالعه شما خیلی مهم است این امر را می‌توانید به صورت های مختلف به فرزندتان یاد بدهید ، مثل خواندن روزنامه ، مجله ، کتاب ،
۳۱ـ در خانه که هستید از روی نقشه‌های جغرافیای شهرهای مهم جهان را برای آنها پیدا نموده و در باره آنها توضیح دهید (ارزش ها ، مراسم ملی …)
۳۲ـ دوستان فرزندانتان را ببینید و آنها را بشناسید و آنها را به خانه دعوت نمایند و حتی سعی نمائید والدین آنها را نیز بشناسید و از نزدیک ملاقاتشان کنید.
۳۳ـ ممکن است فرزندتان یکی از دوستان صمیمی خود را از دست بدهد ( فوت شود) سعی نمائید موضوع مرگ را برای آنها روشن نمائید.
۳۴ـ پدر مادر بودن خیلی سخت است اما در این رابطه می‌توانید از تجارب افراد موفق ، مطالعه و مشاوره استفاده و کمک بگیرید.
۳۵ـ به فرزندانتان پشتکار داشتن را برای فعالیت مهم یادآوری نموده و آنها را در انجام دادن یک کار معین شده تشویق نمائید.

|+| نوشته شده توسط عالیشاهی در چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390 ساعت 23:6 |

راه کارهای ارزشیابی توصیفی برای برطرف کردن مشکلات
الف) مهم ترین هدف ارزشیابی توصیفی، ایجاد تغییر در دیدگاه ها و نگزش های مسوولان، مدیران، آموزگاران و والدین نسبت به ارزشیابی تحصیلی است. زیرا اصلی ترین عامل ناکارآمدی روش های فعلی، نگاه نادرست به هدف های مستتر در هر یک از روشهاست که منجر به استفاده نادرست از آنها می شود. به عنوان مثال آزمون و آزمودن اگر با هدف شناخت تغییرات حاصل از یادگیری که بیانگر تلاش ها و فعالیت های معلم، دانش آموز و والیدن گرامی است به کار رود و از نتایج آن؛

1- برای کمک به دانش آموزان در جهت تلاش بیشتر و فعالیت دقیق تر

2- توسط معلم و والدین در جهت برنامه ریزی مناسب تر استفاده شود، این عمل نه تنها ناپسند نیست بلکه عین صواب است.

 

ب) راهکار دیگری که پیش بینی شده، جایگزینی بازخوردهای کیفی و توصیفی به جای بازخوردهای نمره ای است. نمره برای دانش آموز فقط به عنوان علامتی است که برخی از رفتارهای خوشایند و یا ناخوشایند دوستان، معلمان، اولیا و دیگران را به دنبال دارد. اما تأثیری در شناخت نقاط قوت، ضعف، توانمندی ها و محدودیت ها ندارد. اما باز خوردهای کیفی به دانش آموزان انگیزه و تلاش بیشتر در یک فضا و شرایط آرام و برای معلم، توجه دقیق بر ابعاد یادگیری دانشآموزان و برای اولیا آگاهی از وضعیت تحصیلی و وظیفه و مسوولیتی که در قبال آن دارند، می دهد. نباید حذف نمره را از بازخوردهایی که به دانش آموز داده می شود با حذف ارزشیابی، یکسان تلقی کرد. ارزشیابی به صورت دقیق تر، کامل تر، با ابزارهای مناسب تر با هدف یاری به دانش آموز و اولیا آنان در طول سال تحصیلی انجام می شود؛ اما نتیجه با کلمه، عبارت، جمله و ... اعلام می گردد.

 

اگر یادتان باشد گفته شد از جمله مشکلات ارزشیابی فعلی کم توجهی به تمامی آموخته ها و یادگیری های دانش آموزان، مثلاً در زمینه علاقه، انگیزه، احساسات، نگرش ها، توانایی ها، مهارت ها، کارهای علمی و ... است. مواردی که به جرأت می توان گفت هدف اصلی و اساسی دوره ابتدایی رشد و شکوفایی آنهاست، که در ارزشیابی توصیفی برای هر یک از آنان ابزار و گروه، روش مشاهده و ابزاری تحت عنوان سیاهه رفتار در نظر گرفته شده است. بنابراین، معلم گرامی ضمن توجه به این بعد یعنی بعد اجتماعی، آن را با روش و ابزار درست ارزشیابی می‌کند و اطلاعات حاصله را بررسی، تجزیه و تحلیل کرده و از نتایج آن برای تصمیم گیری درخصوص تنظیم برنامه آموزشی خود و اطلاع به والدین برای فراهم کردن زمینه تلاش و فعالیت بیشتر همراه با انگیزه لازم، به کار می برد.

 

ج) با توجه به اینکه برگزاری امتحانات در زمانی غیر از زمان آموزش و یادگیری انجام می شود، فاصله زمانی بین آموزش و ارزشیابی  و امتحان، آن را به یک موضوع اضطراب آور و نگران کننده تبدیل کرده است. از طرف دیگر براساس نتایج یک یا چند امتحان در مورد آینده دانش آموز تصمیم گیری می شود و این امر باعث شده هم والدین و هم دانش آموزان و حتی معلمان دچار ترس و اضطراب شوند. برای رفع این مشکل در ارزشیابی توصیفی امتحان و آزمون به شکل مستقل و در زمان ویژه برای آن کار وجود ندارد. بلکه معلم در زمانی که مشغول آموزش و دانش آموز در حال یادگیری است، آزمون های مورد نظر اجرا شده و همزمانی ارزشیابی و آموزش و یادگیری ضمن حذف اضطراب ناشی از حضور در جلسات امتحانی، آن را به مرحله ای از یادگیری و جزء فرآیند یادگیری تبدیل می کند.

 

د) مشارکت و همکاری در هر کاری علاقه و تعهد افرا را به آن کار افزایش می دهد. از آنجایی که ارزشیابی تحصیلی در طرح ارزشیابی توصیفی یک فرصت یادگیری تلقی می شود و برای یادگیری و بهبود شرایط آن انجام می گیرد، مشارکت دانش آموز و وابدین در این موضوع در کنار معلم بسیار ارزشمند و حیاتی است. زیرا دانش آموز با بررسی روند تلاش خود از همان ابتدا مدیریت و فرایند های یادگیری خود را بتدریج بر عهده می گیرد و والدین نیز با مشارکت در امر ارزشیابی فرزندشان ضمن احساس وظیفه بیشتر، برنامه ریزی های آگاهانه تری برای بهبود وضعیت تحصیلی آنها انجام می دهند.

 

ه- و بالاخره در ارزشیابی توصیفی تمام تلاش معلم، والدین و خود دانش آموز در طول سال صرف فرایند«ارزشیابی شناخت از وضعیت یادگیری - تلاش برای یادگیری بهتر -  ارزشیابی شناخت بیشتر و دقیق‌تر - تلاش برای یادگیری بهتر» می شود و دانش آموزان فرصت جبران کاستی های احتمالی متراکم نشده و تا پایان توبت اول یا سال حفظ نمی شوند، بلکه هر زمان که شناسایی طرح، اصل بر ارتقاء دانش آموز به پایه بالاتر است و فقط معدود دانش آموزانی که مشکل جدی در توانمندی های عقلی و ... دارند بنابر اصل «هر دانش آموزی با توجه به تفاوت های فردی به زمان متفاوتی برای یادگیری نیاز دارند» تکرار پایه می نمایند.

محاسن ارزشیابی توصیفی و ضعف های ارزشیابی فعلی در  زیر آمده است:

 

محاسن ارزشیابی توصیفی 

 

1 شناخت عمیق تر و دقیق تر از دانش آموز 

2 کاهش اضطراب نامطلوب و فعالیت های دانش آموز در کنار موفقیت 

3 توجه به تلاش ها و فعالیت های دانش آموز در کنار موفقیت

4 به خدمت گرفتن ارزشیابی برای آموزش و یادگیری بهتر

5 مشارکت دانش آموز و والیدن در ارزشیابی

6 حمایت از کودک و توجه به حقوق آن در کلاس و مدرسه 

7 ایحاد فضای محبت و همدلی بین دانش آموزان

8 شناسایی مشکلات یادگیری در زمان مناسب و تلاش برای رفع آن

 

معایب ارزشیابی فعلی

 

1 محدود شدن به ارزشیابی از دانش آموز و اطلاعات

2 اضطراب آور بودن نمره و امتحان

 3 کم توجهی به تلاش ها و فعالیت ها و تأکید بیش از حد بر موفقیت

 4 تفکیک یادگیری از ارزشیابی

 5 ایجاد فضای رقابتی، البته ناسالم در بین دانش آموزان

6 کم توجهی ابعاد عاطفی و مهارتی

 7 کم توجهی به ویژگی های سنی، شرایط روحی کودک

 8 عدم توجه به مشکلات یادگیری و توجه صرف یه نمرات پایانی

|+| نوشته شده توسط عالیشاهی در سه شنبه بیست و یکم تیر 1390 ساعت 21:13 |

ويژگي هاي مدير مدرسه کيفي جامع

 

  پس از  مشخص  کردن  هدفهاي  مياني وسالانه  مدرسه نوبت  به سازماندهي  مي رسد براي اينکار کميته اي  تحت عنوان  کميته مديريت  کيفيت جامع  در مدرسه تشکيل  مي شود که  وظيفه ي  آن هدايت و اشاعه  ي مديريت کيفيت جامع است  مدير مدرسه  بعنوان متولي  اصلي  فرايند بهبود  در مدرسه  مي بايست  بعنوان   رييس  اين کميته  شخصا"  فعاليت را در دست گيرد  مدير مدرسه  بايد داراي  ويژگيهاي زير باشد 


1-      تلاش  ، فداکاري  ووقت گذاري  براي کار

 

2-     تلاش مستمر   در جهت افزايش   هوش وذکاوت خود  

3-    بخشندگي  نسبت به ديگران  وسخت گيري  نسبت به خود 

 

4-    باغلبه  برنفس  خود ، فاتح ديگران شدن

 

5-    نمونه بودن  درفضيلت  و عادت هاي پسنديده  داشتن

 

6-    روحيه ي  مشارکت داشتن

 

7-    براي  انديشه ديگران  ارزش  قائل شدن

 

8-    دادن  آزادي  خطر پذيري به نيروهاي  کارانديشگر وانديشمند

 

9-     نظارت هوشمندانه داشتن

 

10-   احساس  فداکاري شديد داشتن

 

11-   حضور بيشتر در کنار  کارکنان  

12-  شخصيت  دادن به کارکنان

 

13-  کمک  به ديگران  تاخودشان  کار را انجام دهند

 

 14-  تشويق  همکاران به استفاده  از فکر  خودشان

 

     15-توانايي  سرمايه گذاري  در انتقال  فن آوري اطلاعات

 

16- روحيه نوآوري  داشتن وتغييرات  منطقي  را پذيرفتن

 

17-انديشه هاي کارکنان را بارورساختن  ومشارکت  دادن آنها  در برنامه ريزي

 

18- به ارتقاي  مستمر کيفيت انديشيدن

 

19- بينشي مبتني برجامعيت  کارداشتن

 

|+| نوشته شده توسط عالیشاهی در شنبه یازدهم تیر 1390 ساعت 0:13 |

مدارس پیشرو
مدرسه پيشرو مدرسه اي است كه همواره قابليت «نوسازي» و به روز كردن خود را داشته باشد. مثلاً امروزه جوامع به سرعت به سوي جهاني شدن سوق مي يابند و فن آوري هاي نو تغييرات زيادي در جامعه ايجاد كرده است.

از امتيازات مدرسه پيشرو توجه به تمام ابعاد وجودي و شخصيتي دانش آموز در مدرسه است، مثلاً امروز در برنامه هاي آموزشي كشورهاي جهان موضوع هايي به نام مهارت هاي زندگي (LIFE SKILLS) طرح شده است. اين مباحث دانش آموزان را براي زندگي آينده در جامعه آماده مي سازد و اين دقيقاً وظيفه «مدرسه پيشرو» است كه اين مهارت هاي زندگي را به دانش آموز بياموزد. يعني نه تنها اين مهارت ها را آموزش بدهد بلكه فرصت تمرين آن ها را نيز در كلاس و مدرسه به وجود آورد. مهارت هايي از قبيل مهارت در حل مساله، مهارت در تصميم گيري درست، مهارت در طراحي هدف هاي واقع بينانه براي زندگي، مهارت تفكر انتقادي و خلاق و مهارت در برقراري ارتباطات انساني از جمله مهارت هايي هستند كه زياد به آن ها توجه مي شود. به اين ترتيب مدرسه پيشرو مدرسه اي است كه ضمن آموزش مفاهيم رياضي، علوم تجربي، زبان و علوم اجتماعي، كوشش جهت داري نيز براي فرصت هاي عملي تمرين مهارت هاي زندگي براي دانش آموزان فراهم كند و به طور كلي مهارت هاي لازم براي داشتن يك زندگي موفقيت آميز را با در نظر گرفتن تحولات اجتماعي، به دانش آموزان ياد بدهد. چنين مدرسه اي در درجه نخست همگام با تحولات اجتماعي به ايجاد تغيير در ساختار و نحوه رهبري خود مبادرت مي كند.

در مدرسه پيشرو كودكان بيش تر مورد نظرند و محور فعاليت ها دانش آموزان هستند، هدف اين است كه تلاش شود تغييرات به سمتي برود كه به آموزش جنبه انساني بدهد، انساني به اين معنا كه همواره نيازهاي كودكان در نظر گرفته شود و آموزش در جهت پاسخگويي به اين نيازها بنا شود. دانش آموز نيز بايد در آموزش مشاركت داشته باشد. پس اين نوع تغيير ساختاري است كه در ذهن و نگرش معلمان، مديران، اوليا و دانش آموزان ايجاد مي شود كه همان تغيير نرم افزاري است... به طور كلي منظور از نرم افزار در اين جا همان ارتباطات و تعاملاتي است كه در كلاس و مدرسه حكمفرماست و منظور از تغيير ساختاري نيز تغيير نرم افزارهاست، تغيير اصول حاكم بر مدرسه و همچنين تعريف و كاركرد مدرسه است و در واقع اين هاست كه بايد با نگرشي نو به آن ها بنگريم. در اين ساختار نو دانش آموز، شريك ما در آموزش است و حتي شريك معلم در پرورش حرفه اي او نيز است و اين يكي از ويژگي هاي مدرسه پيشرو است...

در چنين موقعيتي مدرسه مطلوب آن است كه افرادي تربيت كند كه هم نسبت هاي درست و اصولي جامعه خود را ياد گرفته و باور دارند و هم از قابليت درك تحولات اجتماعي در سطح جهاني برخوردارند. به عبارتي اين مدرسه بايد قادر باشد «شهروند جهاني» هم تربيت كند. اين شهروند جهاني بايد مسايل روز جهان را بداند. ضمن اين كه فرهنگ بومي خود را خوب بشناسد و به حد شايسته اي از جامعه پذيري رسيده باشد... ذكر يك مثال در اين جا خالي از فايده نيست. محتواي آموزشي كتاب هاي درسي ژاپن امروزه بسيار كم است، حتي از محتواي آموزشي چند كشور توسعه يافته غربي هم بسيار كم تر است. دليل آن هم اصلي است كه آموزشگران ژاپني به آن اعتقاد راسخ دارند. آن ها در خصوص محتواي آموزشي بر اين باورند كه «كم، زياد است» (LESS IS MORE)

«آن ها معتقدند كه امروزه اطلاعات در هر موضوعي به قدري زياد است كه دستيابي يك فرد به همه آن ها غيرممكن است. بنابراين تمركز بايد بر روي عمق بخشيدن به مباحث آموزشي و نيز كيفيت يادگيري باشد به نحوي كه دانش آموزان را به يادگيري علاقه مند سازد.

در چنين مدرسه اي مسايلي از قبيل افت تحصيلي، ترك تحصيل، گريز و بيزاري از مدرسه در بين دانش آموزان وجود ندارد. زيرا مدرسه براي آن ها مكاني شوق انگيز است كه در آن با حوصله به عمق مطالب پي مي برند، آن ها مي فهمند، تجربه مي كنند و با زندگي خود مرتبط مي سازند. به علاوه مهارت هايي را كه در زندگي به آن ها نياز دارند، ياد مي گيرند. از اين رو با شوق و ذوق به مدرسه مي آيند و با اكراه مدرسه را ترك مي كنند.»


 
|+| نوشته شده توسط عالیشاهی در جمعه دهم تیر 1390 ساعت 23:54 |

خلاقیت شش کلاه تفکر
در جریان‌ زندگی‌ خویش‌ که‌ بخشی‌ از آن‌ در سازمان‌ها، محیط‌های‌ خانوادگی‌

و یا در کنار دوستان‌ سپری‌ می‌شود، گاهی‌ نیازمند برگزاری‌ جلسات‌ برای‌ اتخاذ

تصمیمات‌ جدید هستیم‌. اگرچه‌ گهگاه‌ در تصور مردم‌، برگزاری‌ جلسات‌ به‌ عنوان‌ یک‌

عمل‌ غیرکارا مطرح‌ می‌شود اما بهره‌گیری‌ درست‌ و اصولی‌ از آن‌ می‌تواند بسیار اثر

بخش‌ باشد. به‌ همین‌ علت‌ هر نشستی‌ در خانواده‌ و یا با دوستان‌ و یا در محل‌ کار و

نظیر اینها می‌تواند زمینه‌یی‌ برای‌ شروع‌ یک‌ تصمیم‌ گیری‌ ارزشمند باشد.


ادوارد دوبونو پدر تفکر خلاق‌ در کتاب‌ «شش‌ کلاه‌ تفکر» یک‌ روش‌ خلاقانه‌ ارایه‌ می‌کند

 و از طریق‌ آن‌ می‌کوشد نشست‌ افراد به‌ دور یکدیگر را به‌ اقدامی‌ ثمربخش‌ و کارا

تبدیل‌ کند


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط عالیشاهی در پنجشنبه دوم تیر 1390 ساعت 21:46 |

لطیفه مدیریتی
اولي: ما يه رئيس داريم كه بسيار مسلط هست. اون مي‏تونه يك ساعت در مورد يك موضوع صحبت كنه.

دومي: اين كه چيزي نيست، ما يه رئيس داريم كه شيش ساعت سخنراني مي‏كنه، بدون اينكه موضوعي وجود داشته باشه.

|+| نوشته شده توسط عالیشاهی در چهارشنبه یکم تیر 1390 ساعت 22:57 |

حکایت مدیریتی

 

يكي از شاگردان شيوانا هميشه روي تخته سنگي رو به افق مي نشست و به آسمان خيره مي شد و كاري نمي كرد. شيوانا وقتي متوجه بيكاري و بي فعاليتي او شد كنارش نشست و از او پرسيد چرا دست به كاري نمي زند تا نتيجه اي عايدش شود و زندگي بهتري براي خود رقم زند.

شاگرد جوان سري به علامت تاسف تكان داد و گفت: «تلاش بي فايده است استاد! به هر راهي كه فكر مي كنم مي بينم و مي دانم كه بي فايده است. من مي دانم كار درست چيست اما دست و دلم به كار نمي رود و هر روز هم حس و حالم بدتر مي شود!»

شيوانا از جا برخاست و دستش را برشانه شاگرد جوانش كوبيد و گفت: «اگر مي داني كجا بروي خوب برخيز و برو! اگر هم نمي داني خوب از اين و آن، جهت و سمت درست حركت را بپرس و بعد كه جهت را پيدا كردي آن موقع برخيز و در آن جهت برو! فقط برو و يكجا منشين! از يكجا نشستن هيچ نتيجه اي عايد انسان نمي شود. فرقي هم نمي كند آن انسان چقدر دانش داشته باشد! اگر غم و اندوه داري در حين فعاليت و كار به آنها فكر كن! اگر مي خواهي معناي زندگي را درك كني در اثناي كار و تلاش اين معنا را درياب. مهم اين است كه دائم در حال رفتن به جلو باشي! پس برخيز و راه برو!»

|+| نوشته شده توسط عالیشاهی در چهارشنبه یکم تیر 1390 ساعت 22:53 |

نكات مديريتي
 

1- با قدرداني به موقع از كارمندان، انرژي كاري آنان را افزايش دهيد و حُسن خلاقيت را در آنان تقويت كنيد.

2- موقع حرف زدن با اعتماد به نفس به چشمان افراد نگاه كنيد و هميشه متبسم باشيد.

3- هرگز براي پيشبرد اهداف كاري خود، ديگران را با وعده هاي بي اساس فريب ندهيد.

4- سعي كنيد اسامي كارمندان را به خاطر بسپاريد و در حين صحبت كردن با آنان، نامشان را به زبان بياوريد.

5- همواره به خاطر داشته باشيد به كار بردن الفاظ مؤدبانه از اقتدار شما نمي كاهد.

6- اشتباهات زيردستان را بيش از حد لازم به آنها گوشزد نكنيد.

7- امين و رازدار افراد باشيد.

8- روي اشتباهات خود پافشاري نكنيد و بي تعصب خطاهاي خود را بپذيريد.

9- با عبارات كنايه آميز و نيش دار به ديگران درس عبرت ندهيد.

10- با آرامش و خونسردي به حرف هاي ديگران گوش كنيد و براي صرفه جويي در زمان مرتباً حرف آنان را قطع نكنيد.

11- روش محاسبات مالي را تا حدي ياد بگيريد تا قادر به تجزيه و تحليل گزارشات مالي سازمان باشيد.

12- در جلسات دائماً به ساعت خود نگاه نكنيد.

13- به نحوه پوشش و ظاهر خود توجه كنيد.

14- تا صحت و سقم مسئله اي روشن نشده، كسي را مؤاخذه نكنيد.

15- معاشرين چاپلوس خود را جدي نگيريد.

|+| نوشته شده توسط عالیشاهی در یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390 ساعت 23:37 |

اندیشه های زیبا

 

     هميشه با ضرب طبل خودتان حركت كنيد. مهم نيست كه صداي آن چقدر ضعيف يا دور باشد

                                                      .                                                              هنري تورو
                                                                                                       

                     زندگي مانند دوچرخه سواري است. براي حفظ  تعادل بايد حركت كرد.   آلبرت انيشتين
                                                                                  

  مسائل را در همان سطح آگاهي كه به وجود آمده است نمي توان حل كرد.  آلبرت انيشتين



ما به افرادي كه در ورود به عرصه «غير ممكن» تخصص دارند نياز داريم.   تئودور روتكي



در عـصر تغييرات مـسـتـمر، تنــها «يــادگيــرندگان» آيـنــده را به ارث خواهند برد.



مابـقي خود را براي زندگي در دنـيايي مجهـز كـرده اند كه ديگر وجـود نـــــدارد.   اريك هوفر



فردا همواره خواهد رسيد و هميشه با روزهاي ديگر متفاوت خواهد بود

.

 فردا ، حتي بزرگ ترين شركت ها نيز در معرض خطر هستند ، اگر در مورد آينده شان نينديشيده باشند .  پيتر دراكر 



|+| نوشته شده توسط عالیشاهی در یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390 ساعت 23:33 |

●خلاقیت در کودکان
خلاقیت در بستر ارزشیابی توصیفی
بیشتر اوقات، مردم كلمه خلاق را مترادف كلمه پراستعداد و باهوش می دانند و تصور آنان این است كه كودك بااستعداد و باهوش، خلاق نیز است یا این كه كودك خلاق از هوش بالایی برخوردار است. هر چند كودكان باهوش، استعداد بالقوه بیشتری دارند كه در راه های خلاق به كار ببرند، اما خلاقیت، همان استعداد و هوش نیست. خلاقیت فرآیندی است كه بر مبنای استعداد، آموزش و تفكر استوار است. «خلاقیت گستره وسیعی از مسائل كوچك روزانه تا پیشرفت های مهم تاریخی در علوم و ادبیات و هنر را دربرمی گیرد و برخلاف نظر عمومی، هر فرد با توانایی های شناختی معمولی با مقداری تلاش می تواند از خود خلاقیت به خرج دهد. كودكان در سنین گوناگون انواع متفاوتی از رفتارهای خلاق را نشان می دهند.»

●چگونه می توانیم خلاقیت را در كودكان تشخیص دهیم؟

هر انسان طبیعی می تواند كاری خلاق در زمینه ای انجام دهد. ما اگر بخواهیم بزرگسالانی خلاق داشته باشیم، باید به كودكان خلاق توجه كنیم. به همین دلیل باید به پرورش مهارت ها و انگیزه خلاقیت توجه كنیم. فضاهایی كه كودكان در آن خلاقیت خود را بروز می دهند و میزان خلاقیتی را كه از خود نشان می دهند، بستگی به آموزش آنها، تجربه و سطح پرورش فكری و جسمی آنان دارد. هر عملی كه كودك انجام می دهد، می تواند خلاق باشد، به شرطی كه دو اصل در آن رعایت شده باشد.

۱ با آنچه كه قبلا انجام داده، متفاوت باشد.

۲ صحیح و جذاب و معنی دار باشد.

برای آنكه بتوانیم ارزیابی نسبتا مناسبی از خلاقیت كودك خود داشته باشیم، باید هر زمان كه با كودكان هستیم، خلاقیت را در دستور كار ذهنی خود قرار دهیم، البته قضاوت در مورد خلاقیت، كار آسانی نیست؛ زیرا نمی توان تشخیص داد مطالبی كه كودك بر زبان می آورد و عملی كه انجام می دهد، واقعا برای او مفهوم یا تازگی داشته باشد. آزمون هایی نیز برای تشخیص خلاقیت انجام می شود كه معمولاً سؤالاتی را مطرح می كند كه دانش آموز مجبور می شود یك یا چند پاسخ فرضی به آنها بدهد. مثلا از دانش آموز پرسیده می شود «چند كاربرد برای یك آجر (یا یك گیره كاغذ یا چند شیء معمولی دیگر) پیشنهاد می كنید؟ چگونه می توان این اسباب بازی را بهتر كرد؟ چه نوع پایانی می توانید برای این داستان بیندیشید؟ » از پاسخ هایی كه كودكان به این نوع سؤالات می دهند، طبق ضوابطی نتیجه گیری می شود، مثلا تعداد پاسخ هایی كه كودك به یك سؤال می دهد و غیرمعمول بودن پاسخ های كودك در مقایسه با پاسخ هایی كه سایر كودكان می دهند و اینكه كودك تا چه حد درباره هر پاسخ توضیح می دهد.

این نكته را نیز باید دانست كه آزمون های خلاقیت تا حدودی می تواند توانایی های ذهنی مربوط به خلاقیت را اندازه گیری كند، زیرا توانایی هایی مانند انگیزه كه نقش بسیار مهمی در تفكر خلاق دارد، سنجش نمی شود. از طرف دیگر آزمون های خلاقیت چون معمولا در شرایطی نظیر شرایط امتحانات در مدارس انجام می شود، به احتمال زیاد با اضطراب همراه خواهد بود. به همین دلیل شاید دانش آموزان نتوانند به راحتی به آنان پاسخ دهند و افكار منعطفی داشته باشند؛ لذا علاوه بر آزمون باید از مشاهده های دقیق و آگاهانه روی رفتار كودك، سود جست.

●برای پرورش و حفظ خلاقیت در كودكان چه كارهایی باید انجام داد؟

مهم ترین مسأله بعد از تشخیص خلاقیت در كودكان، حفظ و چگونگی پرورش آن است. باید انگیزه ذاتی خلاقیت، پرورش پیدا كند. بهترین روش برای حفظ خلاقیت در كودكان این است كه به آنها كمك كنیم تا استعدادها و مهارت ها و علایق آنها به یكدیگر مرتبط شوند. درك و شناخت اصل انگیزه درونی خلاقیت مرحله بسیار مهمی برای تشویق خلاقیت در كودكان است. باید زمینه ایجاد خلاقیت یعنی لذت و رضایت خاطر را در كودكان فراهم كنیم. یادآوری شایستگی ها و ایجاد استقلال برای تصمیم گیری در كودكان، باعث بروز خلاقیت می شود. كودكان از فعالیت هایی كه احساس مسلط بودن به آن دارند، بیشتر لذت می برند و اگر احساس كنند كه كار متعلق به آنهاست، بیشتر روی آن وقت می گذارند.

تحقیقات نشان داده دانش آموزانی كه استقلال بیشتری در تصمیم گیری دارند و به آنان حق انتخاب داده می شود، از انگیزه درونی بیشتری برای انجام كار برخوردارند و پیشرفت خلاقیت در آنان قابل ملاحظه است.

●محیط مدرسه و خانه، چگونه می توانند خلاقیت كودكان را رشد دهند یا از بین ببرند؟

«بررسی اجزای خلاقیت روشن می كند كه خلاقیت یك ویژگی ثابت شخصیتی نیست كه بدون هیچ تغییر و تحول در وجود انسان نهفته باشد، بلكه از جمله مواردی است كه كاملاً تحت تاثیر عوامل یا موانعی تقویت یا تضعیف و حتی نابود می شود. بعضی شرایط، زمینه های ظهور و گسترش خلاقیت را فراهم می آورند، در حالی كه بعضی موقعیت ها رشته های خلاقیت را در وجود آدمی خشك می كند.

آمابیل و همكارانش (۱۹۸۸) در مصاحبه هایی كه با ۱۲۰ دانشمند در ۲۰ رشته مختلف داشته اند به این نتیجه رسیدند كه عوامل محیطی در رشد خلاقیت برتری دارند.

«شور و عشق از آسیب پذیری مصون نیست، حتی كودكانی كه دارای انگیزه ای بسیار قوی هستند، ممكن است در نتیجه محیط منع كننده به شدت تضعیف شوند و از این رو خلاقیت آنها از بین برود. چنین محیطی در كجا وجود دارد؟ آیا سیستم های متداول در مدارس سنتی سختگیر و محیط خانه ای محافظه كارانه مقصر به حساب نمی آیند؟ حتی آنهایی كه كاملاً دارای تمایلات خوب هستند، می توانند سهواً وضعیتی را به وجود آورند كه برای سلامت خلاقیت كودكان مضر باشد» .

در بسیاری از خانواده ها والدین، كودكان خود را مجبور به یادگیری می كنند. متأسفانه این امر نه در خانواده، بلكه در محیط های آموزشی، یعنی مدارس نیز، كاملا مصداق دارد. گاه شرایط موجود در مدرسه به گونه ای است كه نه تنها به پرورش خلاقیت كمك نمی كند، بلكه این موهبت الهی را سركوب می كند. (كریمی، ۱۳۸۴: ۲۶) مدیران و معلمان ما با این نیت خیرخواهانه كه قرار است استعدادهای بالقوه دانش آموزان كشف شود، آنها را مجبور می كنند تا مطالبی را كه دانش آموز، هدف از یادگیری آن را نیز نمی داند، یاد بگیرند. البته همیشه تنبیه و تهدید از طریق اجبار صورت نمی گیرد؛ گاهی اوقات پاداش های بی مورد نیز حكم تنبیه و اجبار را دارد. بزرگ ترین مانع برای رشد خلاقیت، ارزیابی از آن است. این ارزیابی چه مثبت چه منفی، می تواند كودك را به سمت خلاقیت كمتر هدایت كند. آزمایش ها نشان داده كه حتی احساس مشاهده شدن در حین انجام كار، می تواند تأثیر منفی روی خلاقیت بگذارد.

عامل مهم دیگر برای از بین بردن خلاقیت، پاداش است. اكثر مردم این تصور را دارند كه پاداش باعث بهبود عملكرد می شود، اما همیشه این طور نیست. استفاده از مشوق های بیرونی باعث می شود میل و انگیزه های درونی و انگیزه ها و محرك هایی را كه موجب خلاقیت و اعتماد به نفس می شود از بین برود. «صاحب نظران، اعتقاد دارند كه پاداش خصوصاً در مواردی كه به خوبی استفاده نشود انگیزه های درونی افراد را به ویژه در انجام فعالیت های بدیع و خلاق از بین می برد.» 

استفاده مكرر از پاداش باعث می شود كه كودكان از مثلاً ورزشی كه پیروزی به همراه نداشته باشد، لذت نبرند و یا از درس خواندنی كه به همراه دریافت نمره خوب نباشد، رضایت نخواهند داشت و به طور كلی از انجام كاری كه تعریف دیگران را به دنبال نداشته باشد، راضی نخواهند شد. با پاداش های بیرونی، عشق به آموختن و انگیزه های خلاقیت را در دانش آموزان از بین می بریم. از طرفی دیگر، اگر این پاداش ها قطع شود، ممكن است احساس تنبیه شدن را در كودك به وجود بیاورد.

تعریف و ستایش نیز گاهی اوقات، آثار مخربی بر دانش آموزان می گذارد. كودكانی كه به طور مداوم از طرف خانواده یا معلمان مورد تعریف و تشویق قرار می گیرند، یاد می گیرند كه فقط كارهایی را انجام دهند كه مورد توجه والدین یا معلمان آنها است. اگر چه این رفتار مورد تأیید بزرگترها است، اما این دانش آموز در آینده از خلاقیت كمتری برخوردار خواهد شد. آنها یاد می گیرند كه در زندگی آینده به جای خلاقیت و ابتكار، خود را با شرایط سازگار كنند و تنها به دنبال اموری باشند كه تعریف و ستایش برای آنها به ارمغان بیاورد.

|+| نوشته شده توسط عالیشاهی در شنبه بیست و یکم خرداد 1390 ساعت 20:53 |

غنی سازاوقات فراغت دانش آموزان و برنامه ریزی صحیح، اصولی و هدفمند برای...

 غنی سازاوقات فراغت دانش آموزان و برنامه ریزی صحیح، اصولی و هدفمند برای هدایت رفتاری و شكوفا كردن استعدادهای خدادادی این عزیزان از مهمترین اركان فلسفه وجودی نظام تعلیم و تربیت است

فضای مدرسه هر چند هم از امکانات ورش و مربیان کار آمد برخوردار باشد به تنهایی نمی تواندپاسخگوی نیازهای روانی و تربیتی کودکان، نوجوانان و جوانان باشد. دانش آموزان همواره ساعاتی را در مدرسه به تحصیل علم می ردازند و بخش دیگری از اوقات خود را در خانه و والدین می گذرانند زمان دیگری نیز وجود دارد که سازندگی و یا بهم ریختن شخصیت آنان نقش چشمگیری دارد و آن زمانی است که دانش آموزان همواره ساعاتی را نه در مدرسه و نه در خانه اند و به اصطلاح در اوقات فراغت خود بسر می برند لذا در مقوله کردن و غنی سازی اوقات فراغت دانش آموزان همیشه سوالاتی نظیر غنی سازی اوقات در کجا، چگونه و زیر نظر چه کسانی و با استفاده از کدام امکانات و بر اساس چه بر نامه ای و چه مصالحی... به ذهن والدین گرامی و افراد مختلف جامعه خطور می کند و همواره یافتن پاسخ برای اینگونه سوا لات کار آسانی نیست لذا دانش آموزان پرورش و سازمان دانش آموزان به عنوان متولیان امر تعلیم و تربیت می توانند با ارائه فعالیتهای متنوع جذاب با نشاط هدفدار زمینه رشد و شکوفایی استعدادهای درخشان دانش آموزان را در ابعاد مختلف اعتقادی اجتماعی سیاسی فرخندگی تکنولوی و... را به منظور تحقیق علمی شمار و مدرسه تعطیل می شود اما تربیت تعطیل نمی شود به در ایام تابستان فراهم آمد و دوران طلایی اوقات فراغت دانش آموزان را با برنامه ریزی نهایی مناسب و با ارائه برنامه های مختلف فرهنگی،ورزشی مهارتی اردویی هنری بهداشتی بازدید شغلی تلاش و سازندگی و غیره پربارنمود. و ضرورت انجام این کار و در عرصه کنونی با نگاهی به تهاجم همه جانبه فرهنگی و دشمن و بالابودن جمعیت جوان پویا و با نشاط جامعه بسیار ملموس و محسوس می یاشد و در این راستا همانگونه که اشاره شد می توان با برنامه های متنوع و انجام فعالیتهای مختلف به روش کلاسیک و غیر کلاسیک از قبیل برگزاری اردو بازدید مسابقات نمایش فیلم اجرای جنگ شادی مطالعه و تحقیق کتابخانی و مهارتهای فنی الکتریکی و با استفاده از توان فکری و اجرایی و امکانات آموزشی و تربیتی موجود در آموزش و پرورش مساعدتهای برون بخشی و جلد مشارکتهای دانش آموزان واولیاء گرامی آنان به طور نسبتا گسترده نسبت به تشکیل مراکز فعالیتهای تابستانی در سطح مدارس و کانونها اقدام نمود.

|+| نوشته شده توسط عالیشاهی در جمعه بیستم خرداد 1390 ساعت 20:15 |

نقش اولیا در ایام امتحان
۱ ـ محیط خانواده و جو عاطفی حاکم بر آن باید دور از تنشهای عاطفی و مشاجره باشد.
۲ ـ سعی شود در ایام امتحانات , رفت وآمد و میهمانی های خانوادگی تعطیل یا محدود گردد.
۳ ـ محیط فیزیکی آرام و بی سروصدا برای مطالعه دانش آموزان فراهم نمایید .
۴ ـ به استراحت و خواب دانش آموزان توجه کافی داشته باشید .
۵ ـ وظایف خانگی محوله به دانش آموزان را حذف یا کاهش دهید .
۶ ـ در هنگام امتحانات , دانش آموزان نیاز به حمایت عاطفی و اطمینان بخشی بیشتری دارند. لذا در این زمینه اقدام موثر داشته باشید.
۷ ـ ساعات تماشای برنامه های تلویزیون تا حد امکان کاهش یابد .
۸ ـ از ایجاد ترس و دلهره بی جا در بچه ها خودداری نمایید .
۹ ـ از توقعات بی جا و فشار بیش از حد برای مطالعه خودداری نمائید .
۱۰ ـ در صورتیکه فرزندتان از موفقیت در یکی از امتحانات رضایت خاطر نداشت , مورد حمایت قرار گیرد و از سرزنش نمودن او خودداری کنید.
۱۱ ـ از حبس کردن دانش آموز در اتاق برای مطالعه کردن خودداری شود و به دانش آموز اجازه استراحت و تفریح لازم نیز داده شود.
۱۲ ـ تغذیه دانش آموز مناسب و مقوی باشد .
۱۳ ـ انتظارات بالا و بیش از حد توانایی از فرزندان , می تواند در ایجاد اضطراب و شدت آن موثر باشد , پس انتظارات مذکور را تعدیل نمائید.
۱۴ ـ کمال گرایی بیش از حد والدین و وسواس شدید خانواده نسبت به نمرات بالا باعث ایجاد اضطراب در فرزندان می شود.
۱۵ ـ از مقایسه فرزندان با یکدیگر و با دیگران پرهیز کنید .
۱۶ ـ از تاکید بیش از حد بر درس خواندن اجتناب کنید .
۱۷ ـ ضمن اطمینان بخشی به دانش آموزان در آنان ایجاد انگیزه نموده و با ارائه پاداش و تقویتهای مطلوب آنها را تشویق به مطالعه نمائید.
|+| نوشته شده توسط عالیشاهی در یکشنبه یکم خرداد 1390 ساعت 23:18 |

تاريخچه انجمن اوليا و مربيان در جهان ؛همه چيز از انقلاب فرانسه شروع شد



تاريخچه انجمن در دنيا به بيش از صد سال پيش برمي گردد يعني بعد از انقلاب كبير فرانسه ، زماني كه كارگاه ها و كارخانه ها زياد شدند و تبعا بازار مدرسه ومكتبخانه ها رونق بيشتري پيدا كرد. به علت اشتغال فوق العاده و جذب مادران هم به كار در خارج از خانه و به دور بودن فرزندان از والدين ، موجبات آلودگي و بزهكاري و خلاف در برخي از كودكان ايجاد شد. انديشمندان آن زمان فرانسه ، به عنوان راهكار، پيشنهاد تشكيل انجمن اولياي مدرسه را براي اولين بار در فرانسه دادند و يكي از شرايط ثبت نام دانش آموزان در مدارس شركت حداقل هفته يي دو ساعت اوليا در آن كلاسها بود. در آن كلاسها به اولياي دانش آموز چگونگي نظارت و كنترل مستمر بر فرزندان در امر تربيت را ياد مي دادند و نتايج ارزنده يي هم حاصل شد.


اما تاريخچه انجمن در ايران : بيش از پنجاه سال طول كشيد كه به تقليد از فرانسه در سال 1326، انجمن خانه و مدرسه در ايران به وجود آمد و بعدها در سال 1346 انجمن خانه و مدرسه به نام «انجمن ملي اوليا و مربيان » تغيير نام پيدا كرد و امروزه عنوان «انجمن اوليا و مربيان » برخود گرفته است . به جرات مي توان گفت از وقتي كه انجمن وارد ايران شده ، در اكثر مدارس هميشه شكل فرمايشي و جنبه تشريفاتي داشته ، يا تشكيل نمي شد يا به شكلي برگزار شده كه كارش منحصرا در زمينه تامين كمبودهاي مادي و رفاهي مدارس بوده است و آنچه كه مربوط به هدايت اوليا و آگاه كردن والدين به وظايف تربيتي شان باشد، از اين انجمن ديده نشده است . در حالي كه در جلسات انجمن مي توان فرصت خوبي ايجاد كرد تا اولياي مدرسه و اولياي دانش آموزان با هم تبادل افكار كنند و در زمينه چگونگي كمك اوليا به دانش آموز و مسائل تربيتي و اخلاقي و درسي با همفكري هم يك برنامه عملي جامع جهت تسري در امر تعليم و تربيت فرزندان ، تبيين كرد و همگان بر اين امر واقفند كه بدون همكاري خانه و مدرسه ، اداره امر تربيت كودكان و نوجوانان كاري است مشكل يا غيرممكن و مسلما هيچكدام از اين دو محيط به تنهايي موفق نخواهد شد و بايد با همكاري بين اوليا و مربيان به اين امر همت گماشت ولي تا رسيدن به چنين موقعيتي راهي طولاني در پيش داريم حتي با كمال تاسف بايد اذعان داشت كه اعضاي انجمن در اكثر مدارس ، چارچوب وظايف تعريف شده در اساسنامه انجمن را نمي دانند و در واقع حتي زحمت مطالعه اساسنامه را به خود نمي دهند.

 به عنوان نمونه به چند اصل از اساسنامه انجمن كه به آن توجه نمي شود اشاره مي كنم : 1 تقويت شخصيت فردي و اجتماعي كودكان و نوجوانان 2 تقويت حس وظيفه شناسي در كودكان 3 رعايت تقوي و تقويت معتقدات مذهبي 4 مساعد ساختن محيط خانواده براي رشد بهتر فرزندان 5 رعايت بهداشت كودكان و نوجوانان 6 ايجاد محيط امن براي رشد و حركت كودكان و نوجوانان 7 ايجاد امكانات آموزشي رايگان و عمومي براي كودكان و نوجوانان 8 ايجاد تفريحات سالم 9 كشف استعداد و شايستگي حرفه يي در دانش آموزان 10 ايجاد احساس مسووليت فردي و اجتماعي در كودكان و نوجوانان 11 ايجاد ادراك بين المللي و درك مسائل و غيره از اصول مترقي انجمن بوده كه آنچنان كه بايد و شايد به آنها توجه نمي شود.

 در جلسات انجمن بايد به اوليا آموخت كه چگونه محبتشان را به فرزندان بروز دهند. بايد با درايت و درك شرايط فرزندان و با استفاده از راهكارهاي علمي و عملي در پشت سر نهادن موفقيت آميز دوران تحصيلي فرزندانمان ، كه دوران رشد جسماني و فكري و شكل گيري شخصيت آنان هم است ، به آنان كمك كنيم . اينكه بعضي از اوليا از هر فرصتي جهت نصيحت فرزندشان استفاه مي كنند، اين كار اگر زياد تكرار شود، نه اينكه فايده يي نخواهد داشت بلكه مخرب هم خواهد بود. دانش آموزان در دوره نوجواني كه مرحله بسيار حساس و شكننده يي است ، مي خواهند ابراز وجود كنند، اعلام استقلال كنند و اين اعلام وجود شايد بعضا با تندي و پرخاش (البته از سر عشق و محبت ) بروز كند. بلندكردن صدايش را به توهين و اهانت ، تعبير نكنيم . اين دقيقا شدت عشق و عصيان است مانند مادري كه فرزندش را شماتت مي كند كه لباس بپوش ، سرما مي خوري و به درك واصل مي شوي ! اين مادر از سر دوست داشتن و عشق است كه به فرزند ناسزا مي گويد. فرزندانمان هم چنين وصفي دارند. به عنوان يك راهكار لازم است در اينجا، اشاره يي داشته باشم به بحث روانشناسان كودك و نوجوان كه توصيه مي كنند: اوليا بايد رفتار عجين شده با روشهاي علمي عاطفي و احساسي را به كار گيرند بايد به فرزندانمان بياموزيم در مقابل هر خواسته و پيشنهاد نابجا راحت بتوانند، نه بگويند. نه گفتن با تاكيد و محكم گفتن ، خود از بروز خيلي از مشكلات بعدي جلوگيري به عمل مي آورد. اگر فقط به آمار رسمي اعلام شده تعداد دانش آموزان سيگاري نگاهي بيندازيم ، اهميت موشكافي و دقت نظر در اين مقوله براي ما صدچندان خواهد شد.

در خاتمه چندجمله يي از نويسنده بزرگ لبناني ، جبران خليل جبران ، جهت تزيين اين نوشته بيان مي گردد: آنگاه زني كه كودكي در آغوش داشت ، گفت : با ما از فرزندان سخن بگو.او گفت : فرزندان شما فرزندان شما نيستند، آنها پسران و دختران خواهشي هستند كه زندگي به خويش دارد، آنها به واسطه شما مي آيند اما نه از شما. و با آنكه با شما هستند از آن شما نيستند. شما مي توانيد مهر خود را به آنها بدهيد، اما نه انديشه هاي خود را، زيرا كه آنها انديشه هاي خود را دارند. شما مي توانيد تن آنها را در خانه نگه داريد اما نه روحشان را، زيرا كه روح آنها در خانه فرداست كه شما را به آن راه نيست ، حتي در خواب ، شما مي توانيد بكوشيد تا مانند آنها باشيد، اما نكوشيد تا آنها را مانند خود سازيد، زيرا كه زندگي واپس نمي رود و در بند ديروز نمي ماند

|+| نوشته شده توسط عالیشاهی در پنجشنبه بیست و نهم مهر 1389 ساعت 17:16 |

سخنان بزرگان

1- آرزو دارم روزی این حقیقت به واقعیت مبدل شود که همه‌ی انسان‌ها برابرند. (مارتین لوتر‌کینگ)

2- بهتر است روی پای خود بمیری تا روی زانو‌هایت زندگی کنی. (رودی)

3- قطعاً خاک و کود لازم است تا گل سرخ بروید. اما گل سرخ نه خاک است و نه کود (پونگ)

4- بر روی زمین چیزی بزرگتر از انسان نیست و درانسان چیزی بزرگتر از فکر او. (همیلتون)

۵- عمر آنقدر کوتاه است که نمی‌ارزد آدم حقیر و کوچک بماند. (دیزرائیلی)

6- چیزی ساده تر از بزرگی نیست آری ساده بودن همانا بزرگ بودن است. (امرسون)

7- به نتیجه رسیدن امور مهم ، اغلب به انجام یافتن یا نیافتن امری به ظاهر کوچک بستگی دارد.

(چاردینی)

8- آنکه خود را به امور کوچک سرگرم می‌کند چه بسا که توانای کاهای بزرگ را ندارد. (لاروشفوکو)

9- اگر طالب زندگی سالم و بالندگی‌رو می باشیم باید به حقیقت عشق بورزیم. (اسکات پک)

10- زندگی بسیار مسحور کننده است فقط باید با عینک مناسبی به آن نگریست. (دوما)

11- دوست داشتن انسان‌ها به معنای دوست داشتن خود به اندازه ی دیگری است. (اسکات پک)

12- عشق یعنی اراده به توسعه خود با دیگری در جهت ارتقای رشد دومی. (اسکات پک)

13- ما دیگران را فقط تا آن قسمت از جاده که خود پیموده‌ایم می‌توانیم هدایت کنیم. (اسکات پک)

14- جهان هر کس به اندازه ی وسعت فکر اوست. (محمد حجازی)

15- هنر کلید فهم زندگی است. (اسکار وایله)

16- تغییر دهنرگان اثر گذار در جهان کسانی هستند که بر خلاف جریان شنا می‌کنند. (والترنیس)

17- اگر زیبایی را آواز سر دهی ، حتی در تنهایی بیابان ، گوش شنوا خواهی یافت. (خلیل جبران)

18- روند رشد، پیچیده و پر زحمت است و در درازای عمر ادامه دارد. (اسکات پک)

19- در جستجوی نور باش، نور را می‌یابی. (آرنت)

20- برای آنکه کاری امکان‌پذیر گردد دیدگان دیگری لازم است، دیدگانی نو. (یونک)

21- شب آنگاه زیباست که نور را باور داشته باشیم. (دوروستان)

22- آدمی ساخته‌ی افکار خویش است فردا همان خواهد شد که امروز می‌اندیشیده است. (مترلینگ)

23- اگر دریچه های ادراک شسته بودند،انسان همه‌ چیز را همان گونه که هست می‌دید:بی‌انتها.

(بلیک)

24- برده یک ارباب دارد اما جاه‌طلب به تعداد افرادی که به او کمک می‌کنند. (بردیر فرانسوی)

25- هیچ وقت به گمان اینکه وقت دارید ننشینید زیرا در عمل خواهید دید که همیشه وقت کم و کوتاه

است. (فرانکلین)

26- نباید از خسته بودن خود شرمنده باشی بلکه فقط باید سعی کنی خسته آور نباشی. (هیلزهام)

27- هر قدر به طبیعت نزدیک شوی ، زندگانی شایسته تری را پیدا می‌کنی. (نیما یوشیج)

28- اگر زمانی دراز به اعماق نگاه کنی آنگاه اعماق هم به درون تو نظر می‌اندازند. (نیچه)

29- زیبائی در فرا رفتن از روزمره‌گی‌هاست. (ورنر هفته)

30- برای کسی که شگفت‌زده‌ی خود نیست معجزه‌ای وجود ندارد. (اشنباخ)

31- تفکر در باب خوشبختی ، عشق ، آزادی ، عدالت ، خوبی و بدی، تفکر درباره‌ی پرسش‌هایی که

بنیاد هستی ما را دگرگون می‌کند. (ادگارمون)

32- «عقلانیت باز» آن عقلانیتی است که فراموش نمی‌کند که «یکی» در «چند» است و «چند» در

«یکی». (ادگارمون)

33- آرامش،زن دل‌انگیزی است که در نزدیکی دانایی منزل دارد. (اپیکارموس)

34- هیچ چیزدر زیر خورشید زیباتر از بودن در زیر خورشید نیست. (باخ‌من)

35- تنها آرامش و سکوت سرچشمه‌ی نیروی لایزال است. (داستایوفسکی)

36- با عشق،زمان فراموش می شود و با زمان هم عشق.

37- علت هر شکستی،عمل کردن بدون فکر است. (الکس‌مکنزی)

38- من تنها یک چیز می‌دانم و آن اینکه هیچ نمی‌دانم. (سقراط)

39- دانستن کافی نیست،باید به دانسته ی خود عمل کنید. (ناپلئون هیل)

40- تپه‌ای وجود ندارد که دارای سراشیبی نباشد! (ضرب‌المثل ولزی)

41- خداوند،روی خطوط کج و معوج، راست و مستقیم می‌نویسد. (برزیلی)

42- تو ارباب سخنانی هستی که نگفته‌ای،ولی حرفهایی که زده‌ای ارباب تو هستند. (ضرب‌المثل تازی)

43- تا زمانیکه امروز مبدل به فردا شود انسان‌ها از سعادتی که در این دم نهفته است غافل خواهند بود.

(ضرب‌المثل چینی)

44- بهتر است ثروتمند زندگی کنیم تا اینکه ثروتمند بمیریم. (جانسون)

45- اگر می‌بینی کسی به روی تو لبند نمی‌زند علت را در لبان فرو بسته ی خود جستجو کن. (دیل

کارنگی)

46- شیرینی یکبار پیروزی به تلخی صد بار شکست می‌ارزد. (سقراط)

48- ضعیف‌الاراده کسی است که با هر شکستی بینش او نیز عوض شود. (ادگار‌ آلن‌پو)

40- به جای اینکه به تاریکی لعنت بفرستی یک شمع روشن کن. (ضرب‌المثل چینی)

50- برای اینکه بزرگ باشی نخست کوچک باش. (ضرب‌المثل هندی)

51- برای اینکه پیش روی قاضی نایستی، پشت سر قانون راه برو. (ضرب‌المثل انگلیسی)

52- به کارهای زشت عادت مکن زیرا ترک آن دشوار است. (ضرب‌المثل فارسی)

53- مانند علما بنویس و مانند توده مردم حرف بزن. (ضرب‌المثل هندی)

54- بزرگترین عیب برای دنیا همین بس که بی‌وفاست.(حضرت علی علیه‌السلام)

 
|+| نوشته شده توسط عالیشاهی در یکشنبه سی و یکم مرداد 1389 ساعت 19:43 |

داستان هيزم شكن

روزي روزگاري يك هيزم شكن خيلي قوي براي كار سراغ يك تاجر الوار رفت تاجر او را استخدام كرد. و دستمزد خوبي برايش تعيين كرد و همچنين شرايط كاري بسيار خوب بود. بنابراين هيزم شكن ما تصميم گرفت كارش را به نحو احسن انجام دهد، تا محبت صاحب كار خود را جلب كند.

رئيس جديد به او يك تبر داد و محل كارش را نشان داد. روز اول هيزم شكن 18 درخت را قطع كرد. رئيسش به او تبريك گفت و از او خواست به همين روش به كار خود ادامه دهد.

تاجر بسيار هيجان زده بود تا ببيند روز بعد هيزم شكن چند درخت قطع مي كند. اما روز بعد او توانست فقط 15 درخت را بيندازد.  روز بعد هيزم شكن تلاش خود را بيشتر كرد. ولي فقط 10 درخت قطع كرد. هر روز با همه تلاشي كه مي كرد تعداد كمتر درخت مي توانست قطع كند.

هيزم شكن با خود فكر كرد من بايد قدرت خود را از دست داده باشم. بنابراين پيش رئيس خود رفت و از او معذرت خواهي كرد. و گفت نمي دانم چه اتفاقي افتاده است كه هر روز توانايي من در قطع درختان كمتر مي شود.

تاجر در جواب پاسخ داد: « آخرين باري كه تبر خود را تيز كردي كي بود؟ »

هيزم شكن پاسخ داد: تيز كردن؟ من وقتي براي تيز كردن تبر نداشتم چون خيلي مشغول ...

در اين لحظه هيزم شكن به فكر فرو رفت و در كمال شرمندگي به اشتباه خود پي برد.

آيا شما هم تبر زندگي خود را تيز مي كنيد؟ آيا اطلاعات خود را به روز مي كنيد؟ آيا زماني را براي انديشيدن و بررسي آنچه انجام داده ايد مي گذاريد؟ آيا  نتايج كارهاي خود را تجزيه و تحليل مي كنيد؟ آيا بدنبال راهي موثرتر براي مشكلات فعلي هستيد؟ يا اينكه آنقدر خود را درگير انجام كاري كرده ايد كه وقتي براي اين كارها نداريد.

 

|+| نوشته شده توسط عالیشاهی در سه شنبه دوازدهم مرداد 1389 ساعت 22:37 |

اندیشه ناب برای مدیران آموزشگاه

 

          استفاده از تجربه:

      امام علي (ع) موفقيت و امكان دستيابي به هدف هاي مورد نظر را يكي از آثار و  نتايج حفظ تجربه و استفاده ي بهينه از آن مي داند و مي فرمايد:‹ مَن حَفِظَ التَّجارُبِ اَصابَت اَفعالُه ›آن كس كه تجربه ها را حفظ و از آنها استفاده بجا كند ، كارهايش به نتيجه رسد. آن حضرت از ديگر آثار تجربه ي زياد را ، كاهش اشتباه و فريب نخوردن مي داند و مي فرمايد:

      ‹ مَن قَلَّت تَجربَـِتُهُ خُدِعَ وَ مَن كَثُرَت تَجربَـِتُهُ قَلَّت عزَّته ›  كسي كه تجربه اش كم باشد نيرنگ مي خورد و كسي كه تجربه اش بسيار باشد فريب خوردنش كم تر است.

|+| نوشته شده توسط عالیشاهی در جمعه هشتم مرداد 1389 ساعت 20:24 |

چگونه یک معلم فعال ، پرانرژی و تاثیر گذار باشیم ؟
 هر شخصی دوست دارد در موقعیت ها و شغل خود ، فردی موثر ، موفق ، و مطرح بوده و به او با دیده  منفعل ، بی تفاوت ، تاثیر پذیر صرف ، گوشه گیر  و نا کارآمد نگاه نشود و تمایل دارد  بتواند بر محیط  کاری خود  ، همکاران ، مدیران و مافوقان  و غیره  تاثیر مثبت بگذارد. روش های بسیار زیادی برای این کار وجود دارد  که برخی از آنها فهرست وار درج می گردد :

1-      مطالعه کافی کتب مرتبط با شغل معلمی ، روزنامه ها و نشریات ، بررسی وبلاگها و سایتها ی فعال معلمان و ادارات آموزش و پرورش  جهت به روز آوری اطلاعات و آگاهی از آخرین یافته های مرتبط با شغل معلمی و کاربست آنها.

2-      مطالعه در زمینه آموزش و پرورش تطبیقی و مقایسه فعالیتهای معلمان و مدارس کشور با  معلمان و مدارس خارجی  و کسب تجربه از فعالیتهای آنان ، این موضوع از طریق بررسی وبلاگ و سایت مدارس و معلمان خارجی به خوبی و به ارزانی  ممکن است .

3-      شرکت فعال در انواع مسابقات علمی و مقاله نویسی معلمان و جشنواره ها که توسط ادارات و سازمانهای آموزش و پرورش برگزار می شود . این موضوع به مطالعه معلم می انجامد که موجب به روز شدن اطلاعات وی گشته یا موفقیتهایی برایش به دنبال خواهد داشت .

4-      شرکت فعال در کلاسهای ضمن خدمت و باز آموزی معلمان  که توسط ادارات آموزش و پرورش برگزار می گردد .

5-      حضور فعال در جلسه شورای معلمان مدرسه و اظهار نظرهای صحیح و علمی با استناد به مطالعات کافی و حالت منفعل نداشتن در این جلسات جهت مطرح شدن نظرات مثبت شما و جلب توجه مدیر و سایر همکاران  و نیز ترغیب دیگر معلمان شرکت کننده برای شرکت فعال در بحث های جلسه شورا .

6-      شرکت در مسابقات اقدام پژوهی و انتخاب موضوع های جدید برای تدوین و شرکت در مسابقه.

7-      شرکت در انواع همایش و سخنرانیهای کارشناسان و مدعویین ادارات آموزش و پرورش منطقه و استان جهت کسب اطلاعات علمی جدید در راستای شغل معلمی.

8-      افتتاح وبلاگ یا سایت اینترنتی و درج مطالب نوشته شده به وسیله خودتان و توجه کافی به نظرات بازدید کنندگان و تهیه مطالب درخواستی آنان . و تبادل لینک و اطلاعات با سایر وبلاگها ، این کار موجب  مطالعه بیشتر شما و تمرین کافی برای نوشتن و اظهار نظرهای علمی خواهد شد .

9-      در صورت امکان از مدیر مدرسه بخواهید  هر چند وقت یکبار  به کلاس شما آمده و از نزدیک شاهد فعالیت و روش تدریس شما در کلاس باشد  تا چنانچه  نظری داشت  بعدا" به شما اعلام نماید  در غیر اینصورت با هماهنگی مدیر می توانید از سایر  همکاران مانند بازرسان  و کارشناسان اداره برای حضور در کلاس خود دعوت به عمل آورید .

10-   بردن ابزار و یا استفاده از رسانه های آموزشی در کلاس ، علاوه بر ایجاد جذابیت در تدریس برای دانش آموزان ،  شما را معلمی  علاقمند ، کوشا و فعال  برای سایر همکاران و مدیر مدرسه معرفی خواهد نمود . ابزار آموزشی الزاما" وسایل گرانقیمت که ممکن است در دسترس شما نباشند ، نیستند ،  بلکه وسایل و موادی ارزان و ساده  مانند انواع عکس ، کتب ، مجلات و روزنامه و غیره نیز مفید است .

 

11-   در خواست از مدیر مدرسه برای برنامه ریزی جهت شرکت دادن دانش آموزان شما در بازدید های علمی و کلا " استفاده از موقعیتهای آموزشی در راستای تدریس .

12-   جهت حفظ اقتدار خود و توانایی مدیریت کلاس درس ،  حتی الامکان از بروز درگیری در کلاس درس خود داری نمایید . خیلی اوقات ، خود داری و سعه صدر و چشم پوشی معلم از خطاهای جزیی دانش آموزان ، از وقوع درگیری و تنبیه و به هم ریختن نظم کلاس و مدرسه و متعاقب آن گلایه سایر همکاران و دانش آموزان و والدین ، جلوگیری خواهد کرد . با سعه صدر ، شما به عنوان  معلمی مقتدر و با توانایی مطلوب اداره کلاس برای دانش آموزان و همکاران معرفی خواهید شد .با خطای دانش اموزان در موقعیتهای منا سب دیگر  ، برخوردهای حساب شده و سنجیده داشته باشید و زود از کوره در نروید .

13-   در زمان حضور در مدرسه حتی الامکان از گوشه گیری ، پکر بودن ، سکوت مطلق، در فکر فرورفتن ، خشم افراطی، اظهار مداوم گلایه و شکوائیه ، خود داری نمایید تا به زودی از چشم دیگران نیافتید و بلکه دیگران با دیدن شما انرژی بگیرند . در زنگ های تفریح و در دفتر مدرسه و سالن ، نشاط  خود را به دیگران هم منتقل نمایید  . زمانیکه حرفی برای گفتن ندارید  به تبادل تجربه  در مورد امور آموزشی و کلاسداری بپردازید.

14-   سروقت در مدرسه حاضر شدن ، سر وقت به کلاس رفتن ، برخورد مناسب با همکاران ، سخنان مفید و سنجیده در جمع همکاران و دانش آموزان ، رعایت  نظم و غیره  معرف خوبی برای شما به عنوان فردی منضبط و موفق خواهد بود .

15-   احترام کامل به کلیه کارکنان مدرسه ، احوالپرسی و خداحافظی های گرم ،پرس و جو از احوال همکاران ، شرکت در مراسم مختلف همکاران در خارج از مدرسه ، مساعدت و همدلی با آنان هنگام وجود مصائب و مشکلات ، شما را فردی خونگرم و دوست داشتنی معرفی خواهد کرد.

16 -   مطالعه روش های تدریس نوین ، کسب تجربه از سایر معلمان موفق ، ارزشیابی از روشهای خود و از همه مهمتر استفاده از شیوه های تدریس فعال و مشارکتی   تاثیر زیادی بر موفقیت شما خواهد داشت . استفاده از این شیوه ها نه تنها معلم را خسته نمی کند  بلکه وی را در بین همکاران مدرسه ، برجسته خواهد ساخت و در یادگیری دانش آموزان  موثر خواهد بود . به عنوان مثال استفاده از الگوی همیاری در کلاس و گروه بندی دانش آموزان باعث خواهد شد آنها ضمن مشارکت و فعالیت در کلاس ، علاقه خاصی به معلم پیدا کرده و این کار رضایت دانش آموزان ، والدین آنها ، مدیر و معاون را نیز در پی خواهد داشت و در نهایت ، شما ، خود پنداری مثبتی  از خود خواهید داشت . استفاده از روشهای مشارکتی و فعال یادگیری از خستگی معلم در کلاس و یکنواخت صحبت کردن وی به میزان زیادی خواهد کاست .

17 -   انجام برخی امور به ظاهر ساده در مدرسه و کلاس ،  شما را به عنوان فردی فعال ، پر انرژی ، خونگرم و مورد علاقه به دیگران معرفی خواهد کرد که خیلی از معلمان ممکن است  تمایلی بدان نداشته و یا از اهمیت آن مطلع نباشند . مثلا"  انداختن عکس های دسته جمعی با دانش آموزان ،برگزاری جشن فارغ التحصیلی  یا اتمام پایه برای کلاس خود ، شرکت در نماز جماعت مدرسه همراه دانش آموزان ، شرکت در فعالیتهای فوق برنامه و پرورشی همراه دانش آموزان ،شرکت در اردوها و بازدیدهای خارج از مدرسه همراه آنان ، سخنرانی در مراسم آغازین مدرسه ، کمک و مساعدت مدیر ، معاون و مربی پرورشی در اجرای برنامه ها به مناسبتهای مختلف مذهبی و اعیاد  ، امانت دادن کتاب و مجله و غیره به دانش آموزان ،و فعالیتهای متنوع دیگر  ...

|+| نوشته شده توسط عالیشاهی در جمعه هشتم مرداد 1389 ساعت 20:12 |

ویژگی‌های معلم در قرن 21

در قرن21، برای رسیدن به توسعه‌ی پایدار به تفکرات جدید، روش های آموزشی متنوع، رویكردهای آموزشی نو و دیدگاهی متفاوت نسبت به علم و فرهنگ نیاز داریم. تنها آموزشی مناسب است که بتواند دنیایی امن و سالم را ایجاد و تضمین نموده و درکنار پیشرفت‌های عظیم علمی، صنعتی و اجتماعی، همکاری های بین المللی را جهت دستیابی به توسعه‌ی پایدار جهانی تشویق كند. برای دسترسی به توسعه‌ی پایدار نیاز به آموزش تفکر انتقادی است.

ذکر ویژگی‌های معلمین در قرن 21 به منزله‌ی این نیست که تا کنون معلمین دارای این ویژگی ها و صفات نبوده اند، ولی از آن‌جایی که قرن بیست و یکم، قرن اطلاعات، ابتکار، مهارت و سرعت می باشد، بنابراین ویژگی های معلم نیز در این قرن باید افزون تراز قبل بر اساس این اصول باشد و به آن‌ها توجه بیشتری مبذول گردد.

الف) اطلاعات:

ویژگی معلم، بالا بردن اطلاعات و به روز کردن آن است. در بحث اطلاعات «برنامه‌ی «ICT» فناوری اطلاعات» جایگاه ویژه ای دارد که به آن می پردازیم.

1ـ آشنایی با فناوری آموزشی: برای کسب موفقیت در قرن بیست و یکم، معلمان باید دانش آموزانی تربیت کنند که فراگیران مادام العمر باشند و این میسر نمی‌شود مگر این که فرایند یادگیری، مبتنی بر انتقال صرف دانش تغییر پذیرد. بنابراین معلمان باید با استفاده از کامپیوتر و اینترنت و کاربرد آن‌ها در تدریس، واقف باشند و دانش آموزان را نیز به این امر ترغیب کنند.

فناوری اطلاعات به ما می گوید: آن چه که تا دیروز درست بوده امروز ممکن است نادرست و حتی گمراه کننده باشد، بنابراین معلمان با استفاده از این تکنیک ها باید معلمانی محقق و پژوهش‌گر باشند و از دانش آموزان پرسش گر امروز، پژوهش‌گران فردا را تربیت کنند.

2ـ بالا بردن اطلاعات عمومی: معلم قرن بیست و یکم باید در همه ی زمینه ها اطلاعات خود را بالا ببرد نه فقط در زمینه ی رشته ی تدریسش، چرا که بسیاری از علوم به هم وابسته اند. اصطلاحات رایج روز را بشناسد، امور سیاسی، اقتصادی، اجتماعی جامعه‌ی خود را بداند و در نهایت به علم روان شناسی آگاه باشد چرا که یک معلم پیش از معلم بودن خود باید یک روان شناس آگاه و خبره باشد.

3ـ تدریس نوین: استفاده از روش تدریس فعال و همگام با روز. روش هایی که به تدریس معلم ویژگی خاصی می‌بخشد، عبارتند از : روش همیاری، روش تدریس فعال، روش بارش مغزی، روش ایفای نقش، روش نمایشی، روش بحث گروهی، روش حل مسئله، روش استقرایی، روش اکتشافی. ... تمامی این روش ها را می شناسد و می داند که هر یک را در چه درسی و در چه کلاسی به کار گیرد و به تعبیری تدریس او مبتنی بر استانداردها است و تدریس بر اساس استاندارد، بهبود فرایند کار در آموزش و پرورش است.

4 ـ آشنایی با اصول روان‌شناسی تربیتی: از آن‌جائی که معلم در طول تدریس خود نیاز به ارتباط متقابل دارد، بنابراین باید مخاطبان خود را شناسایی کند و بداند در چه شرایطی زندگی می کنند و تا حدی از خانواده‌ی آن‌ها نیز مطلع باشد. در این صورت می تواند پیام‌های یاددهی خود را شفاف‌تر و آسان‌تر منتقل سازد.

5 ـ داشتن طرح درس : معلم، باید زمان تدریس خود را حساب کند.کتاب مورد تدریس را با طرح درس سالانه، بودجه بندی کند. معلم باید طرح درس روزانه داشته باشد. اطلاعاتی کافی و جامع درباره‌ی مراحل طرح درس نویسی داشته باشد، ارزش‌یابی تشخیصی،تکمیلی و پایانی را بداند و در مراحل تدریس خود به کار بندد. هدف های جزئی و کلی و هدف های رفتاری را شناسایی کند. حیطه های آموزشی (دانش، درک و فهم، کاربرد ترکیب، قضاوت) را بداند و در طراحی سؤالات و ارزشیابی‌های مستمر خود که در طرح سالانه نظر گرفته است اعمال نماید.

ب) ابتکار

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط عالیشاهی در پنجشنبه هفتم مرداد 1389 ساعت 19:0 |

تلویزیون برای رشد تحصیلی مضر است

به گزارش سایت همشهری آنلاین، محققان هشدار داده‌اند که خردسالان هرچه بیشتر تلویزیون تماشا کنند، در آینده احتمال اینکه عملکرد موفقی در مدرسه نداشته باشند و در سن 10سالگی از نظر سلامتی دچار وضعیت نامساعدی شوند افزایش می‌یابد.

به گزارش بی‌بی‌سی، تحقیقات روی هزار و 300 کودک که توسط دانشگاه‌های میشیگان و مونترال در آمریکا و کانادا انجام گرفته نشانگر آن است که هر یک ساعت تلویزیون دیدن یک کودک، اثرات مخربی بر وی می‌گذارد. در نتیجه این تحقیقات مشخص شده است که عملکرد کودکان به‌دلیل دیدن تلویزیون در منزل کاهش یافته و آنها همچنین بیشتر به خوردن فست‌فود روی می‌آورند. محققان انگلیسی می‌گویند که والدین نباید به کودکان اجازه دیدن هر برنامه‌ای در تلویزیون را بدهند و در عوض باید آنها  را به دیدن برنامه‌های مفید و آموزنده در تلویزیون ترغیب  کنند.در این تحقیق از والدین کودکان مشارکت‌کننده پرسیده شد که کودکان 2 سال و نیمه و 4 سال و نیمه چقدر تلویزیون می‌بینند.

ادامه مطلب ...

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط عالیشاهی در چهارشنبه ششم مرداد 1389 ساعت 20:37 |

لزوم تعلیم و تربیت

از هنگامي كه خداوند تعليم و تربيت را براي انسان ها، براي رسيدن به سعادت خواست ، براي اين كار

پيامبراني برگزيد كه اين پيامبران از مردمان دوره ي خود بهتر و برتر از هر نظر بوده اند .انسان هايي كه

اشتباه و خطايي از آن ها سر نمي زد و ديگران به آن ها اعتماد كامل داشتند .از اين جا معلوم مي شود

كه كار تعليم بايد به كساني واگذار شود كه حال نه خصوصيات كامل پيامبري ،بلكه تا حدودي از رفتارو نوع

 تعليم آن ها سرمشق گرفته باشند. تربيت يک فرايند مستمر و پيوسته بوده که هد ف نهايي آن کمال

وسعادت انسان است  كودكان ما وقتي پا به عرصه ي وجود مي نهند ، پاك و عاري از اتفاقاتي هستند كه

 در محيط زندگي آن ها به وقوع مي پيوندد .البته اگر خدا مي خواست ، مي توانست انسان ها را با

خصوصياتي كه " خودش " مي پسنديد پديد آورد ، اما دادن يك طفل به پدر و مادر ، فرصتي است كه به

آن ها داده مي شود تا خود را در اين عرصه بيازمايند كه تا چه حد توانايي تربيت يك " انسان " را

دارند .انساني با ويژگي هاي خاص و آن طور كه پدر و مادر مي پسندند . کودک مانند مومي دردست

ماست و ما هم مي توانيم با تربيت درست اورا به انساني تبديل کنيم که خليفه الله روي زمين باشد

وهم به موجودي پست تر از حيوان تبديل شود

 

ادامه مطلب......


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط عالیشاهی در چهارشنبه ششم مرداد 1389 ساعت 20:32 |

"به آرامی آغاز به مردن می‌کنی"
 

 پابلونرودا     

 

 "به آرامی آغاز به مردن می‌کنی"

 ترجمه احمد شاملو

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر سفر نکنی،
اگر کتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نکنی.

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی

زمانی که خودباوری را در خودت بکشی،
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی

اگر برده‏ عادات خود شوی،
اگر همیشه از یک راه تکراری بروی،
اگر روزمرّگی را تغییر ندهی،
اگر رنگ‏های متفاوت به تن نکنی،
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی.

تو به آرامی آغاز به مردن می‏کنی

اگر از شور و حرارت،
از احساسات سرکش،
و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامی‌دارند،
و ضربان قلبت را تندتر می‌کنند،
دوری کنی.
تو به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر هنگامی که با شغلت‌ یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی،
اگر ورای رویاها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی،
که حداقل یک بار در تمام زندگیت
ورای مصلحت‌اندیشی بروی.

امروز زندگی را آغاز کن!
امروز مخاطره کن!
امروز کاری کن!
نگذار که به آرامی بمیری!
شادی را فراموش نکن

|+| نوشته شده توسط عالیشاهی در سه شنبه بیست و نهم تیر 1389 ساعت 20:38 |

منصوب می شوید تا انتخاب را به دست آورید!

مسؤلان، مدیران مدرسه ها را منصوب می كنند، ولی آنها باید انتخاب را به دست آورند! این نكته ای است كه توجه و عمل به آن، مدیر را در مدرسه قدرتمند می كند. مدارس ما هنوز عملاً به جای انتخاب مدیر، در خیلی از مناطق، با انتصاب او مواجه هستند. در این شرایط، مدیر باید تلاش كند پس از انتصاب، پذیرش و مقبولیت كاركنان و همكاران مدرسه را كسب كند. مقبولیت و پذیرش كاركنان نیز مستلزم رعایت نكاتی است، اما مواردی كه در تجربه به آنها پاسخ داده شده است، به شرح زیر فهرست می شوند:

مدیر باید؛

* مشاركت افراد را در تصمیم گیری برانگیزاند،

* قبل از سپردن كار به دیگران، با آنان مشورت کرده و كار را كاملاً توجیه كند،

* از دستور دادن و برخورد آمرانه بپرهیزد،

* برنامه های آموزشی و درسی را اصل قرار دهد و از كارهای سلیقه ای و شخصی بپرهیزد،

* برخورد صادقانه را با همكاران فراموش نكند،

* در جریان یاددهی- یادگیری، دانش آموزان و یادگیری را هدف قرار دهد،

* به آنچه می گوید، عمل كند و از برخورد دوگانه بپرهیزد،

* به پیشنهادهای همكاران برای اصلاح امور مدرسه توجه كند و پاداش دهد،

* تفاوت های افراد را مورد توجه قرار دهد،

* همكاران خود را دوست داشته باشد و به آنان احترام بگذارد،

*  با ظاهر آراسته و مرتب در محل كار حاضر شود،

* نقاط ضعف كاركنان را همراه با بیان نقاط قوت آنان گوشزد كند،

* به حرف های آنان خوب گوش فرا دهد،

*  كمتر حرف بزند( بیشتر گوش باشد تا زبان )،

* از مافوق خود به احترام یاد كند،

* افراد را با القاب محترمانه صدا كند.

 قدرت مدیر، موهبتی است كه از طرف كاركنان به او هدیه می شود. به عبارت دیگر، قدرت مدیر در گرو پذیرش او از سوی زیردستان است.

 دكتر حیدر تورانی

|+| نوشته شده توسط عالیشاهی در سه شنبه بیست و نهم تیر 1389 ساعت 20:28 |

شانس خود را امتحان کنید

مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر کشاورزی بود.
کشاورز گفت برو در آن قطعه زمین بایست. من سه گاو نر را آزاد می کنم اگر توانستی دم یکی از این گاو نرها را بگیری من دخترم را به تو خواهم داد.
مرد قبول کرد، در طویله اولی که بزرگترین بود باز شد .
باور کردنی نبود بزرگترین و خشمگین ترین گاوی که در تمام عمرش دیده بود. گاو با سم به زمین می کوبید و به طرف مرد جوان حمله برد. جوان خود را کنار کشید تا گاو از مرتع گذشت.
دومین در طویله که کوچکتر بود باز شد.
گاوی کوچکتر از قبلی که با سرعت حرکت کرد .

جوان پیش خودش گفت : منطق می گوید این را ولش کنم چون گاو بعدی کوچکتر است و این ارزش جنگیدن ندارد.

سومین در طویله هم باز شد و همانطور که فکر میکرد ضعیفترین و کوچکترین گاوی بود که در تمام عمرش دیده بود.
پس لبخندی زد و در موقع مناسب روی گاو پرید و دستش را دراز کرد تا دم گاو را بگیرد.
اما.........گاو دم نداشت!!!!
زندگی پر از ارزشهای دست یافتنی است اما اگر به آنها اجازه رد شدن بدهیم ممکن است که دیگر هیچ وقت نصیبمان نشود.
برای همین سعی کن که همیشه اولین شانس را دریابی.!

|+| نوشته شده توسط عالیشاهی در سه شنبه بیست و نهم تیر 1389 ساعت 20:1 |

توصیه هایی برای مدیران

مديريت اسلامي علم اداره سازمان و جامعه براساس دستورات قرآن مجيد و روايات ائمه اطهار (ع) و نيز هنجارهاي پذيرفته شده و ارزشهاي انساني است.

مديران موفق كساني هستند كه موفق شده اند راز و رمزهاي مديريت را بخوبي درك كنند و با سعه صدر و همه جانبه نگري مجموعه تحت نظر خويش را به بهترين شكل ممكن اداره نمايند.

در مقاله حاضر، نويسنده كوشيده است به توصيه هايي كه مورد نياز مديران است نگاهي مفصل داشته باشد. مطلب را با هم از نظر مي گذرانيم:

اهميت مديريت

از مرحوم آيت اله العظمي حاج سيد محمد حسن شيرازي (ره) منقول است كه فرموده اند: رياست (منظور مرجعيت ديني و رهبري بوده) نيازمند به يكصد جزء است كه يك جزء آن علم و جزء ديگرش عدالت و نود و هشت جزء ديگر آن مديريت است.

بنابراين لازم است از بالاترين مقامات نظام تا وزير و مدير مدرسه و رئيس ثبت و پيش نماز، مدير مجله، واعظ، نامه رسان و آشپز و ... همه و همه طريقه ساماندهي و مديريت خوب كار خود را بدانند وگرنه درجا زدن و انحطاط، نتيجه قهري كارشان خواهد بود.

آيا مديريت ذاتي است يا اكتسابي؟

صفات روحي همانند اعضاء بدن مواد خامي هستند كه قابل رشد مي باشند همانگونه كه دست كودك كم كم رشد مي كند تا بميزان معين خود در طول، عرض، كيفيت و ساير مزايا برسد، بهمين ترتيب علم كودك هم قابل رشد است تا جايي كه به درجه يكي از دانشمندان بزرگ برسد همچنين نسبت به صفات و غرايز ديگر.

صفت نيز در دو جهت مانند عضو است:

الف- رشد عضو بستگي به غذا دارد، همانگونه كه به دست انسان اگر غذا نرسد، رشدش متوقف مي گردد، انسان هم اگر در تحصيل علم نكوشد، رشد دانش او متوقف مي گردد.

ب- هر يك از اعضاء بدن انسان ميزان معيني رشد مي كند و نهايتي دارد كه هر وقت رشد به آنجا رسيد باز خواهد ايستاد، رشد علم و دانش نيز نمي تواند بيش از استعداد بشري كه در افراد متفاوت است، برسد. البته تفاوتي بين صفات روحي و اعضاء بدن وجود دارد و اينكه ممكن است يك صفت در يك حالت معيني متوقف شود بدون آنكه از بين برود يعني اگر تحصيل ادامه پيدا نكرد معلومات محدودي براي شخص مي ماند. ولي اعضاء بدن در صورت بي غذا ماندن از بين مي روند. لذا مهارت در مديريت يكي از صفات روحي است و تا حدودي ذاتي است. صفت مديريت از همان مراحل ابتدايي تا مراحل رشد مكاني آن اكتسابي است، اكتساب اين صفت احتياج به جديت و كوشش فراوان و يادگيري و ممارست بسيار دارد تا در مراحل ابتدايي رشد آن متوقف نشود. مثلاً حفظ مطالب در ابتدا كاري دشوار است،اما اگر انسان هميشه در خواندن و تكرار مطالب مصر باشد حفظ شده و براي او ملكه خواهد شد بطوري كه هر وقت بخواهد مي تواند آن محفوظات را بدون زحمت و بصورت طبيعي از حفظ بخواند و حتي بجايي مي رسد كه همزمان با انجام كاري ديگر هم مي تواند محفوظات را قرائت كند. ممارست و تمرين نكات مديريت نيز چنين نتيجه اي دارد.

عادت به صبر در ناملايمات:

كسي كه اداره اموري را بعهده دارد قهراً براي او ناملايماتي چه از ناحيه رؤسا و مافوق و چه از ناحيه دوستان و همكاران و چه از ناحيه مرئوسين و زيردستان و يا از ناحيه كارهاي مربوطه پيش خواهد آمد. بنابراين بدون صبر و بردباري انسان نمي تواند به خوبي از عهده اداره امور مربوطه برآيد.

اكثراوقات رؤسا و افراد مافوق مدير از او توقعاتي دارند كه تأمين آنها براي او مقدور نيست، اگر صبور باشد و اظهار عجز و خستگي از توقعات آنان ننمايد، بتدريج خواسته هاي رؤسا تعديل مي شود و اين صبر و بردباري محبوبيت خاصي براي مدير مي آفريند.

به همين ترتيب همكاران و هم قطاران اكثراً درباره انسان حسادت مي ورزند و بيشتر به بزرگنمائي اشتباهات مدير مي پردازند بازهم چاره كار صبوري است و موجب مي شود تخريب ها با مرور زمان متوقف و سربلندي را ارمغان آورد. مرئوسين و زيردستان مدير نيز هميشه از اوامر و نواهي او اطاعت نمي كنند و موجب ناقص ماندن يا تعطيلي برخي از امور مي شوند.

اينجا نيز چاره كار صبر و تحمل است و با پشتكار و سماجت براي انجام كار مورد نظر بايستي تلاش نمود تا نتيجه و هدف پيش بيني شده تحقق يابد.

كم حرفي و پركاربودن مدير

نتيجه گيري مطلوب در پي كار و كوشش حاصل مي شود نه با پرحرفي و گفتار بيجا، بلكه بيشتر اوقات پرحرفي و سخن بيمورد موجب شكست مدير خواهد شد. لذا حداقل از موارد زيربايستي خودداري نمود:

الف- خرده گيري و انتقاد شديد در مورد كسانيكه در كار مدير مشاركت دارند ولو بحق هم باشد، موجب تحريك طرف مقابل و سستي در كار و مقاومت منفي و حتي قيام بر ضد انتقادكننده خواهد شد.

ب- گريز از بيهوده گوئي كه معمولاً افراد كار بدست به آن دچارند. شعار يكي از احزاب بزرگ اندونزي (كم حرفي و پركاري است) و اين ضرب المثل «كار كردن با سكوت و آرامش نشانه پيروزي است» در عمل كارائي خود را نشان داده است.

شناسائي راه ورود و خروج در هر كار

انسان مسافر زماني مسافرت موفقي را خواهد داشت كه قبل از انجام بداند به كجا مي رود؟ چه زماني مي رود؟ با چه وسيله اي مي رود؟ و اگر در اثناي مسافرت مشكلي براي وسيله او پيش آمد چه جايگزيني را براي ادامه مسير دارد؟

طرق شروع و خاتمه دادن موفق به هر كاري نيز تبعيت از همين مثال دارد و از نكات حساس مديريتي است كه به مدد دانش، تجربه، استعداد و مشورت مي توان بهترين خط مشي را برگزيد.

در راه رسيدن به يك هدف خاصي ممكن است راه حلهاي گوناگوني موجود باشد و طبيعتاً مديري موفق تر است كه بهترين و آسانترين گزينه ها را انتخاب كند.

بررسي زندگينامه مديران بزرگ

مطالعات پيگير در حالات اداره كنندگان بزرگ، مانند نورافكني قوي راههاي مديريت را به انسان مي آموزد و همانگونه كه تجربيات گذشته هر مدير براي آينده او كارگشاست، به همين ترتيب تجربيات مديران موفق نيز مي تواند كارساز باشد. مديريت مانند نهر آبي است كه قطره قطره جمع مي شود و قطرات مديريت نيز از هزاران قطره حكمت و صدها قطره تجربه جمع آوري مي گردد.

مطالعات بايد پيگير باشد، زيرا دست كشيدن از مطالعه همانند بريدن آب از يك درخت سبز و خرم است و موجب جمود فكري مي شود.

ترجيح اهم بر مهم در مديريت

مواقعي در تصميم گيريها مصالح امور با هم در تعارضند و يا مفاسد معارض يكديگرند. در اين قبيل موارد مدير بايد مصلحت بيشتر و مفسده كمتر را در نظر بگيرد وگرنه مصلحت را از دست داده در مفسده بزرگ خواهد افتاد و هر دو بمعناي ضعف مديريت است.

گذشت در پاره اي موارد

غير از معصوم(ع) انسان هر اندازه رتبه اش بيشتر و بالاتر باشد امكان لغزش و اشتباه بزرگتر براي او قابل تصور است، بنابراين گذشت از خطاي ديگران در برخي موارد از خصلتهاي يك مدير موفق است.

اگر مدير از خطاي ديگران گذشت نكند در مديريت خود شكست مي خورد. همچنانكه خداوند به پيامبر خود در سوره 7 آيه 991 فرمان عفو و گذشت مي دهد و مولي علي(ع) مي فرمايد «با احسان خاطي را سرزنش كنيد.»

بديهي است گذشت نامحدود و اغماض از هر جرم و خيانتي، مورد نظر نيست بلكه در حدود امكانات و مواردي است كه چندان ضروري به كار نمي زند.

تفويض اختيار

مدير خود بايد عهده دار امور مهم تر شده و امور جزئي و روزمره را به مرئوسين خود تفويض اختيار كند.

اگر مديري اصرار داشته باشد كه خود شخصاً همه كارها را از كوچك و بزرگ انجام دهد نوعي اهانت به تدبير و نظر مرئوسين كرده و موجب دلسردي و بي تفاوتي آنان مي شود و اگر امور مهم را به آنان واگذار كند موجب از هم گسيختگي و شكست مدير مي شود، لذا واگذاري امور فقط بايد در امور جزئي و روزمره محدود بماند.

برنامه ريزي و سازماندهي

تنظيم و تقسيم امور از شرايط مهم مديريت است تا جائيكه حضرت علي(ع) مي فرمايد «شما را به خدا سوگند در تنظيم كار خود كوشا باشيد» لذا براي جدي بودن مرئوسين در انجام وظيفه سياست تشويق و تنبيه كارساز و تعيين كننده است حال اگر نظارت بصورت مستمر بر عملكرد باشد بالطبع نقطه ضعفي براي مدير نخواهد ماند.

مديران فاقد نظم و برنامه، سررشته امور را از دست داده و از دسترسي به اهداف تعيين شده باز مي مانند و با ايجاد ركود و موانع دركارها، بدترين و رسواترين نوع شكستها در انتظار آنهاست.

پوپايي

مدير بايد هميشه در حال تفكر و يافتن گزينه هاي جديد و طرق ابتكاري دسترسي به اهداف تعيين شده باشد و به نتايج تصميماتي كه مي گيرد قبل از اجرا بينديشد. مولا علي(ع) مي فرمايد: «تفكر در هر كاري همانند آئينه مضاعف است.»

مدير در اثر تفكر مدام، بطريقه و راه صحيح تفكر دست يافته و تفكر براي او ملكه مي گردد و بدين ترتيب داراي نظريات درست و قاطعي خواهد شد.

براي هر مديري در مواقع نامشخص مشكلات پيش بيني نشده اي بروز مي كند و راه حلهاي گوناگوني به ذهنش متبادر مي شود و فقط مديراني قادر به تشخيص بهترين ر اه حلها خواهند بود كه سابقه تفكر و پويائي داشته باشند.

خلاقيت و طراحي

همانگونه كه يك مهندس براي ساخت هر بنايي قبل از هرچيز به تهيه طرح و نقشه مي پردازد و در كارگاه صنعتي محل نصب دستگاه ها و موتورآلات را تعيين مي كند، مدير هر بخش نيز قبل از شروع كار بايستي نقشه و برنامه داشته باشد تا با مشكل عمده اي مواجه نشده و بازدهي مطلوب داشته باشد.

ادامه مطلب....


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط عالیشاهی در یکشنبه نهم خرداد 1389 ساعت 22:55 |

سازمان یاد گیرنده
يادگيري سازماني زماني اتفاق مي افتد كه موجب تغيير عقايد و ديدگاههاي موجود شده و ديدگاه جديدي را خلق كند و از طريق ارتباط و تعامل به تمام سطوح سازماني منتقل شود. اين انتقال ازطريق مشاركت بهتر صورت مي گيرد. از نظر « پيتر سنگه » روشهاي يادگيري در سازمان يادگيرنده عبارتند از: مهارت فردي، يادگيری تيمي، تفكر سيستمي، بصيرت مشترك، و مدلهای ذهني. سازمان یادگیرنده فرصت یادگیری برای تمامی اعضای خود را فراهم می سازد. سازمانهای یادگیرنده پیوسته در حال افزایش توانایی خود برای ساختن آینده هستند. « سنگه » معتقد است سازمان يادگيرنده، به گروهي گفته مي شود كه به طورمستمر در پي افزايش قابليتهاي خود براي خلق چيزهايي است كه مي خواهد ايجاد كند .ویژگیهـــای سازمانهـــای یادگیـــــرنده : ۱. سازمانهای یادگیرنده مدام توانايي خود را صرف ساخت آينده ای بهتر مي‌كنند. ۲. روشهاي جديد را مي‌آموزند و راههاي قديمي انجام كار را فراموش مي‌كنند. ۳. در برابر مشکلات مایوس نشده و ايده هاي جديد ارائه می دهند. ۴. يادگيري را براي تمام اعضا تسهيل مي‌كنند و مداوم آن را انتقال مي‌دهند. ۵. یادگیری گروهی را تسهیل و ترغیب می کنند. « گاردنر وجولر » معتقدند: كاركناني كه از طريق گروههاي كاري كار مي كنند از كاركردن لذت بيشتري مي برند. زيرا آنها به جاي اينكه شنونده صرف باشند فعالانه در جريان یادگيري مشاركت مي كنند و خود را مسئول يادگيري خويش مي‌دانند. ۶. سازمان يادگيرنده به وجود آورنده ديدگاه‌هاي جديد است. ۷. سازمان يادگيرنده مكاني است كه در آن افراد مرتباً توانايي خود را در جهت خلق هر آنچه كه ميل به خلق آن دارند افزايش مي دهند، مدلهاي جديد يادگيري را فراگرفته و ياد مي‌گيرند كه چگونه بياموزند. ۸. سازمان يادگيرنده شيوه‌هاي انجام كار را هدايت مي‌كند. ۹. به آموزش كاركنان اهميت مي‌دهد و يادآور مي‌شود كه همواره علاقه‌مند فراگيري باشند. ۱۰. بر ريسك تأكيد و از سرزنش كردن دوري مي‌كند. ۱۱. با كاركنان ارتباط همه جانبه‌اي برقرار مي‌كند و اطلاعات لازم را به موقع در اختيارشان قرار مي‌دهد. ۱۲. به كاركنان مي‌آموزد كه قدرت تصميم‌گيري واقع‌بينانه را در خود توسعه دهند. ۱۳. سازمان يادگيرنده از ايده‌هاي جديد استقبال مي‌كند. ۱۴. سازمان يادگيرنده با سرعت زياد آيين‌نامه‌ها و بخشنامه‌ها را معرفي مي‌كند. ۱۵. سازمان يادگيرنده ارباب رجوع خود را مي‌شناسد و مستقيماً با آنها وارد گفتگو مي‌شود. ادامه مطلب.............
|+| نوشته شده توسط عالیشاهی در سه شنبه بیست و چهارم فروردین 1389 ساعت 23:0 |

راهکارهای انگیزه
 به‌منظور افزايش انگيزه دانش‌آموزان و سوق دادن آنها به سمت دروني شدن انگيزه‌ها راهكارهاي زير توصيه مي‌شود:

1 - سعي كنيم اولويت تجربه‌هاي دانش‌آموزان براي آنها جالب باشد، احساس موفقيت اوليه اعتماد به نفس آنها را افزايش مي‌دهد. اين موضوع در مسابقات ورزشي نيز مشهود است.


2 - براي موفقيت دانش‌آموزان پاداش در نظر بگيريم. منتظر نباشيم تا افت تحصيلي اتفاق افتد و سپس موفقيت را تحسين كنيم.


3 - با احترام گذاشتن به تفاوت‌هاي فردي دانش‌آموزان، هرگز آنها را با يكديگر مقايسه نكنيم.


4 - دانش‌آموزان را در كلاس كمتر درگير مسائل عاطفي منفي نمائيم و نسبت به حساسيت‌هاي عاطفي آنان آشنا و در كاهش آن كوشا باشيم. سخت‌گيري و انضباط شديد، تبعيض، بيان قضاوت‌هاي منفي و خبرهاي ناخوشايند از جمله عواملي است كه موجب درگيري ذهني و كاهش علاقه به يادگيري مي‌شود.


5 - بلافاصله پس از آزمون يا پرسش كلاسي، دانش‌آموزان را از نتيجه كار آگاه كنيد.


6 - براي اينكه دانش‌آموز بداند، در طول تدريس به‌دنبال آموختن به چيزي باشد، بيان اهداف آموزشي مورد انتظار از او را در ابتداي درس فراموش نكنيم.


7 - چگونگي يادگيري و نحوه انجام كار براي دانش‌آموز مشخص شود.


8 - به‌منظور افزايش حس كفايت در دانش‌آموز از او بخواهيم مطالب ياد گرفته شده را به دوستان يا كلاس آموزش دهد.


9 - در مورد مشكلات درسي دانش‌آموز و ريشه‌يابي آن، با او تبادل نظر و گفت‌وگو كنيم.


10 - تشويق كلامي در كلاس، به صورت انفرادي بسيار حائز اهميت است.


11 - مطالب درسي را به ترتيب از ساده به دشوار مطرح كنيم.


12 - از بروز رقابت ناسالم در بين دانش‌آموزان پيشگيري شود.


13 - در فرآيند آموزش متكلم وحده نباشيم و يادگيرندگان را در يادگيري مشاركت دهيم.


14 - علاقه به دانش‌آموزان و تعلق خاطر و اهميت دادن به يكايك آنها، سطح انگيزه‌ها را افزايش مي‌دهد.


15 - آموزش را با «تهديد» پيش نبريم.


16 - براي دانش‌آموزان با انگيزه، خوراك علمي كافي داشته باشيم.


17 - با محول كردن مسئوليت به دانش‌آموزان كم توجه، آنان را به رفتارهاي مثبت هدايت و علل كم‌توجهي در آنها را بررسي كنيد.


18 - شيوه‌هاي تدريس را از سنتي به شيوه‌هاي روز تغيير داده و با استفاده از تكنولوژي آموزشي، حواس پنجگانه دانش‌آموزان را به كار گيريم.


19 - ميان درس كلاس و مسائل زندگي كه به وسيله همان درس قابل حل است، ارتباط برقرار كنيم.


20 - تدريس را با طرح مطالب و پرسش‌هاي جالب توجه آغاز كرده و با تحريك حس كنجكاوي، دانش‌آموزان را برانگيخته‌تر سازيم.


21 - به وضعيت جسماني دانش‌آموزان توجه كرده و علل جسمي بي‌توجهي و كاهش انگيزه آنان را بيابيم.


22 - محيط كلاس را با طراحي زيبا و مناسب، جذاب سازيم تا مانع بروز كسالت روحي شويم.


23 - با فرهنگ و تاريخچه زندگي افراد مدرسه يا محله‌اي كه در آن تدريس مي‌كنيم، آشنا شده و در طول تدريس از مثال‌هاي آشنا استفاده كنيم.


24 - به منظور اطلاع از نتيجه فعاليت درسي دانش‌آموزان و ارائه بازخورد به موقع و مناسب، تكاليف آنان را بلافاصله در جلسه بعدي ملاحظه و با رفع اشكالات، جنبه‌هاي مثبت را تشويق كنيد.


25 - در گرفتن آزمون و امتحان به قول خود عمل كنيم.


26 - زمان يادگيري بايد در حد توان دانش‌آموز باشد. براي تجديد قوا و انگيزه در ميان كلاس از وقت تفريح و استراحت غافل نشويم.


27 - دانش‌آموز را از ميزان پيشرفت خود آگاه سازيم تا بداند براي رسيدن به هدف چه گام‌هاي ديگري بردارد.


28 - به لحاظ اخلاقي و ايجاد انگيزه، هميشه خوش‌اخلاق و خوش‌رو باشيم.


29 - به منظور افزايش حس كفايت و مشاركت در ارائه دروس از نظرات دانش‌آموزان استفاده كنيم.


30 - مطمئن باشيم كه توجه دانش‌آموزان براي شروع تدريس آماده است.


31 - تمام مطالب دشوار را يكجا و در يك جلسه آموزش ندهيم.


32 - به خاطر داشته باشيم، توجه افراطي به دانش‌آموزان (قوي يا ضعيف) موجب متشنج شدن فضاي كلاس مي‌شود.


33 - دانش‌آموزان را به گروه‌هاي «خوب»، «بد» و «ضعيف» تقسيم‌بندي نكنيم.


34 - از ورود به موضوعات حاشيه‌اي كه منجر به انحراف توجه كلاس مي‌شود، بپرهيزيم.


35 - با ايجاد جلسات بحث و تحليل به دانش آموزان فرصت تفكر و اظهار نظر بدهيم.


36 - هرگز دانش‌آموزان را مجبور به انجام فعاليت‌هاي تحقيركننده نظير «جريمه» نكنيم.


37 - به افراد درون‌گرا، كمرو، مضطرب كه تمايلي به ابراز وجود ندارند، توجه كرده و با تقويت رفتارهاي مثبت، آنها را به مشاركت در بحث‌هاي كلاسي و كارهاي گروهي تشويق كنيم.


38 - در روش‌هاي تدريس، كنفرانس و سمينار را مد نظر قرار دهيم.


39 - تأكيد بر نمره، اضطراب دانش‌آموزان را افزايش مي‌دهد و مانع از توجه كامل به موضوع درس مي‌شود. اين دانش‌آموزان با وجود تلاش زياد از نمرات پاييني برخوردارند و به تدريج رابطه ميان تلاش و نتيجه را ناديده مي گيرند كه در نهايت منجر به از دست رفتن انگيزه خواهد شد.


40 - گاهي از تجربه‌هاي دوران تحصيل و شكست‌ها و موفقيت‌هاي خود براي دانش‌آموزان صحبت كنيد
|+| نوشته شده توسط عالیشاهی در شنبه هفدهم بهمن 1388 ساعت 20:56 |

معلم خلاق، دانش‌آموز خلاق

 

 



معلم خلاق، دانش‌آموز خلاق


  اولين گام در راه پيشرفت يک جامعه آن هم از طريق رشد خلاقيت کودکان و دانش‌آموزان احتياج به هيچ منبع مادي ندارد و بيش از آن نيازمند وقت گذاشتن و صرف انرژي براي پاسخ دادن به سوال‌هايي است که از ذهن کنجکاو کودکان و دانش‌آموزان برمي‌خيزد. هرچه‌قدر شما به‌عنوان يک آموزگار يا حتي والدين براي سوال‌هاي غيرمعمول و تازه دانش‌آموز يا کودک‌تان بيشتر ارزش قايل شويد او را بيشتر تشويق مي‌کنيد تا دنيا را با نگاهي تيزبين‌تر نگاه کند؛ نگاهي تازه که تنها با آن مي‌توان براي سوال‌هاي بي‌جواب، جوابي پيدا کرد و اين اولين قدم شما براي ميدان دادن به خلاقيت است. همان‌قدر که جواب‌هاي تازه ما را به شگفت مي‌آورد سوال‌هاي تازه هم مي‌تواند به ذهن خسته و تکراري دانش‌آموزان و حتي خود ما تلنگر بزند. راز موفقيت يک آموزگار موفق، خلاقيت او است در پيدا کردن راه‌هاي بديع براي آموزش و مطرح کردن سوال‌هايي که خستگي را از جو کلاس مي‌گيرد و ذهن بچه‌ها را به خود مشغول مي‌کند. دارا بودن اين ويژگي در معلم‌هاي ابتدايي بسيار بيش از معلم‌هاي رده‌هاي ديگر مهم و حياتي است چرا که دانش‌آموزان در اين رده در حال به‌دست آوردن اولين تجربيات از مدرسه هستند. در اينجا اگر معلم از آنها تنها جواب‌هاي خشک و خالي کتاب‌ها را بخواهد و راه را روي هر جواب ديگري ببندد اولين ضربه را به ذهن آماده يادگيري آنها وارد کرده است. درحالي که پيدا کردن راهي تازه براي آموزش، استفاده از وسايل کمک آموزشي و تغيير فضاي خالي کلاس ولو با يک گلدان گل مي‌تواند شوق آموختن و خلاقيت به خرج دادن را در کودکان دوچندان کند. نقاشي مفاهيمي که آموخته‌اند، درست کردن کاردستي براي مفاهيم درسي و حتي آوردن کتاب تازه‌اي به کلاس و خلاصه‌گويي و خلاصه‌نويسي آخرين داستاني که خوانده‌اند مي‌تواند ذهن آنها را نسبت به مفهوم خشک آموزش تغيير دهد. با اين کار شما مي‌توانيد از خود دانش‌آموز براي تغيير درست مسيرهاي آموزشي هم استفاد کنيد.

دانش‌آموزاني متفاوت


همه ما بايد شبيه يکديگر باشيم، بايد شبيه يکديگر فکر کنيم و شبيه به هم رفتار کنيم و اين اولين اشتباهي است که در ذهن يک آموزگار يا پدر و مادر دانش‌آموز شکل مي‌گيرد. تفاوت‌هاي ما نشان از خلاقيت ما است. به نقاشي‌هاي دانش‌آموزان‌تان نگاه کنيد. اگر همه آنها در دفتر خود يک کوزه سفالي کشيده‌اند عين همان چيزي که شما بر تخته کلاس کشيده‌ايد اين يعني خطر! يعني بچه‌هاي کلاس شما از ذهن و فکر خود استفاده نمي‌کنند و با چشم و گوش بسته پشت نيمکت‌ها نشسته‌اند. چيزي که متاسفانه برخي از معلم‌ها از دانش‌آموزان به اشتباه مي‌خواهند. به تمام آن چيزهايي که گفتيم اضافه کنيد يک معلم خلاق که براي خلاقيت دانش‌آموزانش ارزش قايل است. هيچ‌گاه به آنها دانسته‌هاي خود را تحميل نمي‌کند، براي فعاليت و بازي در ميان سبک‌هاي آموزشي هميشه فضايي قايل است، به کتاب‌هاي درسي بسنده نمي‌کند، براي حرف‌هاي تازه ارزش‌ و اهميت قايل است و مهم‌تر از همه خود را از دانش تازه بي‌بهره نمي‌کند. بيان اسطوره‌هاي قديمي، خواندن شعر و راه انداختن بحث در ميان دانش‌آموزان از جمله کارهايي است که يک معلم خلاق از آنها غافل نيست.


|+| نوشته شده توسط عالیشاهی در دوشنبه بیست و یکم دی 1388 ساعت 21:30 |

آفت های کار تیمی

اگر چه تشكيل يك تيم متحد و يك دست مشكل به نظر ميرسد، اما پيچيده نيست و مسئله اصلي اين است كه سادگي آن حفظ شود .خواه در مقام مديريت يك شركت چند مليتي باشيم، خواه مسئول يك قسمت كوچك در دل يك سازمان بزرگ و خواه عضو يك تيم كوچك. در كارهاي تيمي سازمان ها دو نكته به چشم مي خورد: اول اين كه تيمي اصيل و واقعي در بيشتر سازمانها هم چنان دست نيافتني است و دوم اين كه سازمان ها به اين علت در كار تيمي شكست مي خورند كه ناآگاهانه در گير پنج آفت خطرناك ميشوند. اين آفت ها كاملا به هم چسبيده اند و نميتوان آنها را از يكديگر جدا كرد ولي هر يك از آنها ميتوانند به كار تيمي آسيب زيادي وارد مي كنند. اين آفت ها عبارتند از :

 



ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط عالیشاهی در سه شنبه هشتم دی 1388 ساعت 19:44 |

مدیران یک بار مصرف

اصطلاح « هوش هیجانی » برای اولین بار در سال ( 1990 ) توسط « پيتر سالوی » و « جان ماير » براى بيان کيفيت و درک احساسات افراد، همدردى با احساسات ديگران و توانايى اداره مطلوب خلق و خو ارائه شد. درحقيقت هوش هیجانی مشتمل بر شناخت احساسات خويش و ديگران و استفاده از آن براى

وقتي مسئوليت بپذيريد آيا به نيازهاي ديگران احترام مي گذاريد يا خير؟ آيا مثل سابق كه از مديريت ديگران اشكال مي گرفتيد اكنون اشكالات خود را مي بينيد يا خير؟ وآيا به اشكالاتي كه از طرف ديگران بيان مي شود و يا انتقاداتي كه از شما مي شود با روحيه كنوني شما سازگار است ؟ تاچه حد نظرات ديگران را در تصميم گيريهاي خود ارجح مي دانيد و اگر به اين موارد بي اعتنا شده ايد به هوش باشيد كه داريد مدير يك بار مصرف مي شويد.

 

مديران يك بار مصرف در سازمانها و موسسات مختلف زياد به چشم مي خورند آنان ويژگيهاي خاص خود را دارند. كه در ذيل به چند مورد آن اشاره مي شود:

- با افراد تازه وارد و بويژه همتايان و مسئولان همتراز، خوش برخوردند.

- با كارمندان خود برخورد تند و قانوني دارند و عموما از آنها دوري مي كنند.

- اكثرا جواب منفي به پرسنل خود ميدهند حتي اگر راهي مثبت وجود داشته باشد به دنبال راهي ميگردند كه كارمند را دست از پا درازتر از اتاق خود بيرون كنند.

- دستورات او غالبا آمرانه و غيرقابل تخطي است. درواقع نوعي رضايت خاطر بعدازدادن هر دستور در چهره آنان نقش مي بندد.

- با تمام تندي و تندخويي كه با پرسنل زيردست خود دارد، در مقابل مديران بالادست رام و اسيرند. درحقيقت بيشتر به بله قربان گويي مي پردازند چون نمي خواهند موقعيت خود راازدست بدهند. پذيرش حقيقت براي انسانها سخت و غيرقابل تصور است و به همين علت بيش از پيش چاپلوس خواهند شد. اين حالت در مديراني كه ازنظر فني نيز كمبوددارند بيشتر بروز مي كند.

- معمولا با رئيس بالادست همصدا هستند و سعي دارند كه نظر او را به خود معطوف سازند.

- معمولا نظرات پرسنل زيردست را براي رسيدن به هدف به نام خود ثبت مي كنند، به همين خاطر كاركنان ديگر نظرات خوب خود را ابراز نخواهندكرد. درواقع آنان با اين كارخلاقيت و نوآوري دربين پرسنل خود را ازبين مي برند.

- جلسه اي براي نظرخواهي از پرسنل و همفكري تشكيل نمي دهند اگر هم تشكيل دهندكسي حرفي نخواهد زد

- كاشتن آنتن هاي ارتباطي و كسب خبر ميان پرسنل.

- اشكال گيريهاي آنان به حدي است كه در نوع افراطي، انگار مي خواهند از هر چيزي اشكالي بتراشند و آن را به نوعي اصلاح كنند.

- براي سخت گيري بيشتر، آنان نياز به يك اشاره از مديران ارشد خود دارند.

 

اتخاذ تصميمات مناسب در زندگى است. به عبارتى عاملى است که به هنگام شکست، در شخص ايجاد انگيزه مى کند و به واسطه داشتن مهارتهاى اجتماعى بالا منجر به برقرارى رابطه خوب با مردم مى شود. در سال ( 1995 )، « دانیل گولمن » با انتشار كتاب معروف خود به گونه اي گسترده مفهوم هوش هیجانی را گسترش داد. به طوریکه این مفهوم بسیار مورد توجه قرار گرفت و بحث هاي بسياري را برانگيخت. به اعتقاد « گولمن » هوش هيجاني با توانايي درک خود و ديگران (خودشناسی و ديگر شناسی)، ارتباط با مردم و سازگاري فرد با محيط پيرامون خويش پيوند دارد.

 

« گولمن » ضمن مهم شمردن هوش شناختی (IQ) و هوش هيجانی (EQ) می گويد: هوش شناختی در بهترين حالت خود تنها عامل 20 درصد از موفقيت هاي زندگی است در حالیکه 80 درصد موفقيت ها به عوامل ديگر وابسته است و سرنوشت افراد در بسياری از موارد در گرو مهارت هايی است كه هوش هيجانی را تشكيل می دهند. در حقیقت هوش هيجانى عدم موفقيت افراد با ضريب هوش بالا و همچنين موفقيت غيرمنتظره افراد داراى هوش متوسط را تعيين مى کند. به طوریکه مطالعات انجام شده در زمینه هوش هیجانی بیانگر آن است که افرادی که دارای هوش شناختی بالا و هوش هيجانى پایینی هستند در زندگی کاری و خصوصی خود موفق نیستند و برعکس افرادی که هوش شناختی پایین و هوش هيجانى بالایی دارند به موفقیتهای بسیاری در زندگی کاری و خصوصی خود نائل می گردند. بنابراین هوش هيجانى پيش بينى کننده موفقيت افراد در زندگی کاری و خصوصی است.
|+| نوشته شده توسط عالیشاهی در سه شنبه هشتم دی 1388 ساعت 19:35 |