● پنج گام اساسی آموزش پایه اگر محدودههای سنی را فراموش کنیم، هر کشوری و هر دولتی متعهد است که مهارتهایی را در
شهروندان خود ایجاد کند. این مهارتها تنها از طریق آموزش پایه قابل انتقال خواهند بود. برای نظام
آموزش پایه که میتواند سنین پیش از ورود به مدرسه را نیز شامل شود، پنج وظیفه اصلی متصور است.
در این مجال، نگاه کوتاهی خواهیم داشت به این وظایف تا ببینیم که آیا در نظام آموزش پایه کشور ما به
این موارد توجه شده است یا خیر؟
۱) ایجاد هویت
وظیفه اول آموزش ابتدایی، آن است که بتواند در فرزندان یک مملکت هویت ایجاد کند. هویت، مفهومی
بسیار بالاتر از یک کلمه چهار حرفی است و تلفیقی است از هویت مذهبی، هویت ملی، هویت زبانی،
هویت قومی و.... پس ایجاد هویت، اولین وظیفه است و باید فردی تربیت کنیم که هویت داشته باشد و
چارچوبهای ارزشی وی که در آینده بر تمام رفتارهای وی حاکم خواهد بود، از پیش شکل گرفته باشد.
هویت به مانند سیستم عامل ذهن افراد است که باید درست شکل بگیرد. شکلدهی هویت ملی، کار
سادهای نیست و باید با برنامهریزی دقیق آن را به درستی در میان کودکان و نوجوانان، شکل دهیم. به
عنوان مثال، همه ما واحدهای تاریخ و جغرافیا را در مدارس گذراندهایم. اما آیا واقعا از این ابزار به درستی
در ایجاد هویت ملی، استفاده میشود؟
۲) انتقال مهارتهای زندگی
همه ما طی زندگی نیازمند فراگیری مجموعهای از مهارتهای اولیه هستیم. اما فراگرفتن این مهارتها
نباید به بخت و اقبال و گذر زمان سپرده شود. اغلب افراد در آینده به برخورداری از مهارتهایی چون
انتخاب فرزند و پرورش فرزند نیاز دارند. سپس باید این مهارتها به شکل درست و اصولی به همه افراد
آموزش داده شود. در برخی کشورها این مهارتها به اجزای بسیار کوچک، تعریف و برای آموزش همه
آنها برنامه آموزشی طراحی میشود.
۳) مهارتهای تعاملات اجتماعی
همه افراد باید بتوانند در جامعه عقاید خود را بروز دهند و احساسات خود را نشان دهند. افراد باید بتوانند
عقاید دیگران را درک کنند. دفاع از حق خود را بیاموزند و در عین حال، در مواقعی که حرفشان درست
نیست، انعطافپذیری داشته باشند. همه این موارد و موارد بسیار دیگری، از جمله مهارتهایی هستند
که باید در قالب مهارتهای تعاملات اجتماعی به افراد آموزش داده شود.
۴) مهارتهای شهروندی
یک فرد، جدای از آنکه نیاز دارد تا مهارتهای فردی و مهارتهای تعامل در جامعه را بیاموزد، باید
مهارتهایی که برای زندگی در یک جامعه لازم است را نیز کسب کند. چرا که یک فرد در قبال اعضای
جامعهای که در آن زندگی میکند نیز مسوولیتهایی دارد. رعایت حقوق شهروندی و پرداخت مالیات از
جمله مثالهای این گروه هستند. در کشور سوئد، آموزش این مهارتها به حدی مورد توجه است که در
مهد کودکها، بازیهای کودکانهای برای آموزش پرداخت مالیات یا رعایت حق تقدم در صف طراحی شده
است. به این شیوه، کودکان از ابتدا با مقررات حاکم بر جامعه آشنا میشوند.
۵) مهارتهای شغلی
آخرین وظیفهای که بر دوش دولتها در بعد آموزش ابتدایی گذاشته شده، این است که به همه افراد
جامعه یک مهارت شغلی برای ایجاد ارزش افزوده اقتصادی بیاموزند تا بتوانند در آینده با کسب درآمد،
امرار معاش کنند.
به این ترتیب، ایجاد هویت، انتقال مهارتهای زندگی، آموزش مهارتهای تعاملات اجتماعی، مهارتهای
شهروندی و مهارت شغلی، پنج وظیفهای هستند که در بعد آموزش ابتدایی بر دوش دولتها گذاشته
شده است.